حاجی های امسال بدانند! مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

حج

فضایل امام على علیه‏السلام در منابع روایى اهل سنت

گردآوری: عسکر نصیرایی

حاجیان امسال باید از فضایل امام اول خود آگاه باشند و  امسال به سالهای قبل حساستر است با وجود جریان تکفیری و کشتار بی رحمانه مردم مظلوم یمن توسط وهابیت عربستان.

به اعتقاد ما مطابق روایات ما اگر حاجی بتواند یک وهابی گمراه را با محبت  علی ع هدایت کند، ارزش آن از مناسک حج و هداین تمام مردم دنیا بالاتر است.

لذا ما به بخشی از فضایل امام مظلوم امیرالمومنین از دیدگاه اهل سنت اشاره می کنیم تا دست حاجی های اهل فن و مبلغان پُر باشد.

***************

... وقتى این آیه شریفه (61 آل عمران)نازل شد: (فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم...) (پس بگو بیائید بخوانیم فرزندان خود را و فرزندان شما را...) آنگاه رسول خدا صلى الله علیه و آله على و فاطمه و حسن و حسین را خواند و گفتند: خدایا اینها اهل من هستند.

و لما نزلت هذه الایة: دعا رسول الله صلى الله علیه و آله علیا و فاطمة و حسنا و حسینا فقال: «اللهم هولاء اهلى»صحیح مسلم کتاب الفضائل جزء 15 و 16 باب 3 حدیث 2404 دارالکتب العلمیة بیروت


عن ابن عباس قال: اول من صلى على‏ابن عباس گوید: اولین کسى که نماز گزارد، على علیه السلام بود.

سنن ترمذى کتاب المناقب ـ دار الکتب العلمیه بیروت


قال النبى صلى الله علیه و آله: لعلى انت منى و انا منک پیامبر خدا صلى الله علیه و آله به على علیه السلام فرمود:

تو از منى و من از تو هستم صحیح البخارى کتاب الصلح باب 579 صفحه 364 حدیث 904 جزء 3 و 4 دار القلم بیروت


عن ابن عباس: ان رسول الله صلى الله علیه و آله امر بسد الابواب الا باب على. همانا رسول خدا صلى الله علیه وآله امر فرمودند به بستن درب همه خانه‏هایى که به مسجد باز مى‏شد مگر درب خانه على علیه السلام سننن الترمذى کتاب المناقب، باب 21، حدیث 3732، صفحه 599، دار الکتب


قال له «على» رسول الله صلى الله علیه وآله: انت یا على اخى فى الدنیا و الاخرة /یا على تو در دنیا و آخرت برادر من هستى

سنن الرترمذى ج 5 باب 21 حدیث 3720 ص 595 کتاب المناقب دارالکتاب العملیة بیروت


عن النبى صلى الله علیه وآله و سلم قال: من کنت مولاه فعلى مولاه

هر کسى من رهبر اویم على رهبر است. سنن ترمذى کتاب المناقب جلد 5 باب 20 حدیث 3713 ص 591 دار الکتاب العملیة بیروت

سنن ابن ماجه جلد 1 باب 11 حدیث 116 ص 58 و 43 یوم الغدیر حجة الوداع دار احیاء تراث العربى


...ثم اردف رسول الله صلى الله علیه وآله و سلم بعلى بن ابیطالب فامره ان یؤذن ببراءة فاذن ... علی فى اهل منى یوم النحر ببراءة و ان لا یحج بعد العام مشترک و لا یطوف بالبیت عریان

...سپس پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم على علیه السلام را در پى او فرستاد پس امر فرمود: که سوره برائت را در مکه به مردم اعلان و ابلاغ کن پس على علیه السلام... در میان اهل منى در یوم النحر برائت را اعلان و ابلاغ نمود که: بعد از امسال مشرکى حج بجا نیاورد و هیچ عریانى طواف ننماید. صحیح بخارى جزء 5 و 6 کتاب التفسیر باب 342 و 341 حدیث 1080 و 1081 ص 404 دار القلم بیروت


سمعت زید بن ارقم یقول: اول من اسلم علی : اولین کسى که اسلام آورد على علیه السلام بود. سنن ترمذى کتاب المناقب دار الکتب العلمیة بیروت


عن على رضى الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله علیه وآله و سلم انا دار الحکمة و علی بابها

حضرت على علیه السلام فرمود:پیامبر اینچنین فرمود: من خانه حکمت و على درب آن است. سنن ترمذى کتاب المناقب دار الکتب العملیه بیروت


قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم لاعطین الرایة ـ او لیاخذن الرایة ـ غدا رجلا یحبه الله و رسوله او قال: یحب الله و رسوله فاذا نحن بعلی و ما نرجوه فقالوا هذا علی فاعطاه رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم ففتح الله علیه.

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: هر آینه فردا پرچم را به مردى مى‏دهم [پرچم را مردى خواهد گرفت‏] که خدا و رسولش او را دوست دارند [یا فرمود: او خدا و رسولش را دوست دارد] ناگهان على علیه‏السلام را دیدیم و حال آنکه امید به آمدن او نداشتیم اصحاب گفتند: این على علیه‏السلام است.

پس پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم پرچم را به او عطا فرمود و خداوند بدست على علیه‏السلام قعله خیبر را گشود.

صحیح بخارى جزء 5 کتاب فضائل اصحاب النبى صلى الله علیه و آله و سلم باب 39 ـ 220 و 221 دار القلم بیروت


کان رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم یقول: لا یحب علیا منافق و لا یبغضه مؤمن

منافق على را دوست ندارد و مؤمن دشمن على نیست. سنن ترمذى جلد 5 باب 21 حدیث 3717 صفحه 594 دار الکتب العلمیة بیروت

قال النبى صلى الله علیه و آله و سلم لعلى کرم الله وجهه الا ترضى ان تکون منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لیس نبى بعدى

فرمود: آیا راضى نیستى که منزلت تو نسبت به من منزلت هارون نسبت به موسى باشد.

صحیح بخارى مجلد 3، جزء 6، ص 309، ح 857 دارالقلم بیروت


قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم: لعلى و فاطمة و الحسن و الحسین انا سلم لمن سالمتم و حرب لمن حاربتم

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام فرمودند : با هر کس که با شما آشتى است آشتى هستم و با هر کس که با شما در جنگ است درجنگم. سنن ابن ماجه‏مجلد 1 حدیث 145 صفحه 52 باب 11 داراحیاء التراث العربى


قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم: انا تارک فیکم الثقلین اولهما کتاب الله فیه الهدى و النور فخذوا بکتاب الله و استمسکوا به فحث على کتاب الله و رغب فیه ثم قال: و اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى

پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: و من نزد شما دو چیز سنگین و مهم را بجا مى‏گزارم اولین آندو کتاب خداست که در او هدایت و نور است پس آنرا برگیرید و به آن تمسک جویید سپس مردم را تشویق و ترغیب به کتاب خدا کرده و فرمودند: دومین آندو اهل بیت من هستند (و سه بار تکرار کردند) خدا را در مورد اهل بیت من بیاد داشته باشید (و رعایت حرمت و مقام آنها را بکنید و از آنها اطاعت نمایید.)

صحیح مسلم جلد 15 کتاب فضائل باب 4 حدیث 2408 دار الکتب العلمیة بیروت سنن ترمذى جلد 5 کتاب مناقب باب 32 حدیث 3786 ص 621 دار الکتب العلمیة بیروت


قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم: ما تریدون من على؟ ان علیا منى و انا منه و هو ولى کل مؤمن بعدى

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: از جان على چه مى‏خواهید؟ على از من و من از اویم و او بعد از من رهبر هر مؤمنى است. سنن ترمذى جلد 5، باب 20، حدیث 3712 صفحه 591 دارالکتاب العلمیة بیروت


عن على علیه‏السلام انه قال: انا اول من یجثو بین یدى الرحمن یوم القیامة

قال قیس: و فیهم انزلت: هذان خصمان اختصموا فى ربهم...(حج 19) قال هم الذین تبارزوا یوم بدر حمزة و على

از على علیه‏السلام روایت شده که فرمود: من اولین کسى هستم که در پیشگاه خداى رحمان روز قیامت مى‏ایستم.

قیس گفت: در مورد آنها (على و حمزه) این آیه نازل شد: هذان خصمان اختصموا فى ربهم.. .(حج 19) گفت: آنها کسانى هستند که روز بدر مبارزه کردند (حمزه و على علیه السلام) صحیح بخارى جزء 5 و 6 باب 123 کتاب المغازى حدیث 465 ص 165 دارالقلم بیروت


قال اقبلنا مع رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم فى حجته التى حج فنزل فى بعض الطریق فأمر الصلاة جامعة فاخذ بید على فقال الست اولى بالمؤمنین من انفسهم قالوا بلى قال الست اولى بکل مؤمن من نفسه؟ قالوا بلى قال فهذا ولى من انا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه

با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در ایامى که حج گذارد همراه بودیم در راه در منزلى فرود آمدند و امر به نماز جماعت کردند آنگاه دست على علیه‏السلام را گرفتند پس گفتند آیا من سزاوارتر به مؤمنین از خودشان نیستم؟ عرض کردند بلى. فرمودند آیا من سزاوارتر به هر مؤمنى از خودش نیستم؟ عرض کردند بلى، پس فرمودند این«على» رهبر هر کسى است که من رهبر او هستم خدایا دوست بدار کسى که او را دوست بدارد و دشمن بدار کسى که او را دشمن بداند. سنن ابن ماجه مجلد 1 ح 116 باب 11 فى فضل اصحاب رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم دارالکتب


عن على علیه‏السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم: ...رحم الله علیا اللهم ادر الحق معه حیث دار

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: خدا رحمت کند على را خدایا حق را با على به گردش آور هر کجا بگردد.

سنن ترمذى کتاب المناقب 50 باب 20 حدیث 3714 صفحه 633 احیاء التراث العربى بیروت.

فضایل على علیه السلام در کلام عایشه

عایشه دختر ابى بکر بن ابى قحافه،یکى از زنان پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم است بر اساس تواریخ معتبر،عایشه میانه خوبى با على علیه السلام و فاطمه علیها السلام و فرزندان ارجمند آنان نداشت.و این بغض و خصومت او در جنگ جمل کاملا ظاهر شد .یعنى همان زمان که او به خود اجازه مى‏دهد،همه سفارشهایى را که پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم در مورد لزوم پیروى و اطاعت از على علیه السلام بیان فرموده است،نادیده بگیرد،و آشکارا در مقابل آن حضرت اقدام به مبارزه کند.

اما مطلب مهم این است که حقیقتا فضیلت و کمال بى منتهاى على علیه السلام و خاندان پاک آن حضرت به اندازه‏اى درخشندگى و نور افشانى دارد،که بسان خورشید تابان،هیچ کس و هیچ چیز قادر به جلوگیرى از پرتو افکنى آن نیست.به طورى که عایشه نیز با چنین طرز تفکرى هرگز نتوانست فضائل و کمالات آنها را کتمان کند.اکنون به‏مواردى از سخنان و مرویات او توجه مى‏کنیم:

الف:عن هشام بن عروة،عن ابیه،عن عائشة قالت:قال رسول الله صلى الله علیه وآله و سلم :ذکر على عبادة.

هشام بن عروه از پدرش،از عایشه روایت مى‏کند که گفت:رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:یاد کردن على عبادت است.

ب:عن عائشة،ان رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم خرج و علیه مرط مرجل من شعر أسود،فجاء الحسن فأدخله،ثم جاء الحسین فأدخله،ثم فاطمة،ثم على،ثم قال:«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت».

از عایشه روایت شد که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بیرون آمد در حالى که عباى منقوش را که از موى سیاه بود،بر تن خود داشت.پس حسن علیه السلام آمد و پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم او را داخل آن‏کساء کرد.سپس حسین علیه السلام آمد و آن حضرت حسین علیه السلام را نیز داخل کساء نمود،آنگاه فاطمه علیها السلام و بعد على علیه السلام آمدند و داخل کساء شدند.سپس رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم (این جملات قرآن کریم را بیان) فرمود:انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت.

ج:عن عائشة...قالت:رحم الله علیا لقد کان على الحق...،«عایشه گفت:خدا على را رحمت کند که حقیقتا بر حق بود...»

د:عن جمیع بن عمیر قال دخلت على عائشة،فقلت لها:من کان احب الناس الى رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم،قالت:أما من الرجال فعلى،و أما من النساء ففاطمة.

جمیع بن عمیر گوید که بر عایشه وارد شدم،پس به او گفتم:محبوبترین مردم نزد پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم چه کسى است؟گفت:اما از مردان پس على و اما از زنان پس فاطمه . (نزد پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم محبوبترند) .ه:عن شریح بن هانى،عن ابیه،عن عائشة،قالت :ما خلق الله خلقا کان احب الى رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم من على.

شریح بن هانى از پدرش روایت مى‏کند که عایشه گفت:خلق نکرد خداوند آفریده‏اى را که نزد رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم محبوبتر از على علیه السلام باشد.

و:عن عطاء قال:سألت عائشة عن على علیه السلام،فقالت:ذاک خیر البشر لا یشک فیه الا کافر .

عطا گفت از عایشه در مورد على علیه السلام سؤال کردم،عایشه گفت:او بهترین انسان است،و در این مطلب شک و تردید نمى‏کند مگر کافر.

ز:...حدثنا جعفر بن برقان قال:بلغنى ان عائشة کانت تقول:زینوا مجالسکم بذکر على علیه السلام.

جعفر بن برقان روایت کرد که با خبر شدم که عایشه مى‏گفت:مجالس و محافل خود را با یاد على علیه السلام زیبایى ببخشید.

ح:عائشة رفعته:ان الله قد عهد إلى من خرج على على فهوکافر فى النار،قیل:لم خرجت علیه؟ !قالت:أنا نسیت هذا الحدیث یوم الجمل حتى ذکرته بالبصرة و أنا استغفر الله.

عایشه به حدیث مرفوع (از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم) روایت کرد که:همانا خداوند مقرر نمود که هر کس بر على،خروج کند،کافر و در آتش دوزخ است. (وقتى عایشه این حدیث را بیان کرد به او) گفته شد:چرا تو بر على خروج کردى؟عایشه گفت:من این حدیث را در جمل فراموش کرده بودم تا آنکه در بصره به یادم آمد و توبه کردم.

ط:عن عطاء بن ابى رباح،عن عائشة،قالت:على بن ابى طالب اعلمکم بالسنة.

عطا پسر ابى رباح،از عایشه روایت کرد که گفت:عالمترین شما به سنت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم،على بن ابى طالب است.

ى:عن عطاء عن عائشة قالت:على اعلم اصحاب محمدصلى الله علیه (و آله) و سلم.

از عطا روایت شد که عایشه گفت:داناترین اصحاب محمد صلى الله علیه و آله و سلم،على علیه السلام است.

ک:عن عائشة،قالت:قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم،و هو فى بیتها لما حضره الموت :ادعوا لى حبیبى‏[قالت‏]فدعوت له ابو بکر فنظر الیه ثم وضع رأسه ثم قال:ادعوا لى حبیبى .فدعوا له عمر،فلما نظر الیه وضع رأسه،ثم قال:ادعوا لى حبیبى،فقلت:ویلکم ادعوا له على بن ابى طالب،فوالله ما یرید غیره‏[فدعوا علیا فأتاه‏]فلما أتاه أفرد الثوب الذى کان علیه ثم أدخله فیه فلم یزل یحتضنه حتى قبض و یده علیه.

از عایشه روایت است که گفت،رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به هنگام رحلت و احتضار در خانه او بود و فرمود:حبیب مرا نزدمن فرا خوانید پس ابو بکر را فرا خواندیم،حضرت نگاهى به او کرد و سپس سر خود را برگرداند و فرمود:حبیب مرا نزد من فراخوانید،پس عمر را فراخواندیم،وقتى حضرت به او نگاه کرد سر خود را برگرداند و فرمود:حبیب مرا نزد من فراخوانید،پس من گفتم :واى بر شما،على بن ابى طالب را براى او فراخوانید،به خدا سوگند غیر از على را اراده نفرموده است،پس على را فراخواندند وقتى آن حضرت آمد،رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم پارچه‏اى را که روى خود داشت،کنار زد،پس على علیه السلام را داخل آن پارچه نمود،و او را از خود جدا نکرد تا رحلت نمود،در حالى که دست پیامبر بر بدن على علیه السلام بود .

ل:عن عائشة قالت:رأیت النبى صلى الله علیه و آله و سلم التزم علیا و قبله و[هو]یقول :بابى الوحید الشهید،بأبى الوحید الشهید.

عایشه گوید که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم را دیدم ملتزم و همراه على بود و او را بوسید و مى‏فرمود:پدرم فداى شهید تنها،پدرم فداى شهید تنها.

) نگاهى به حديث منزلتحديث منزلت از احاديثى است كه در شأن و مقام امير مؤمنان على عليه السلام وارد شده است و همه مسلمانان در ورود آن درباره حضرت على عليه السلام اتفاق نظر دارند.
محدثان بزرگ متقدم و متأخر، علما و دانشمندان اهل تسنّن نيز اين حديث را نقل كرده اند. براى نمونه مى توان به بُخارى، مسلم نيشابورى و ديگر نويسندگان صحاح اشاره نمود. نگارندگان مسند همچون احمد بن حنبل شيبانى در مسند و معجم نگاران مانند طبرانى در المعجم الكبير نيز به اين حديث اشاره كرده اند.(1)

حديث منزلت در شأن امير مؤمنان على عليه السلام

به روايت بُخارى

بُخارى اين حديث را اين گونه نقل مى كند:
محمّد بن بشّار، از غندر، از شعبه، از سعد نقل مى كند كه مى گويد: از ابراهيم بن سعد، از پدرش شنيدم كه اين گونه مى گفت: پيامبر صلى اللّه عليه وآله(2) به على عليه السلام فرمود:
أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى؟(3)
آيا راضى نيستى كه براى من همانند هارون براى موسى باشى؟
بُخارى در بخش ديگرى از صحيح، حديث منزلت را اين گونه نقل مى كند: مسدّد، از يحيى، از شعبه، از حَكَم، از مصعب بن سعد، از پدرش نقل مى كند كه سعد مى گويد:
آن گاه كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله به تبوك مى رفت، على عليه السلام را جانشين خود قرار داد.
على عليه السلام عرض كرد: أتخلّفني في الصبيان والنساء;
آيا مرا در ميان كودكان و زنان باقى مى گذارى؟
پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله فرمود:
ألا ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه ليس نبي بعدي؟(4)
آيا راضى نيستى كه براى من، همانند هارون براى موسى باشى جز اين كه بعد از من پيامبرى نخواهد بود؟

به روايت مسلم

مسلم بن حجّاج نيشابورى نيز به نقل اين حديث پرداخته است. وى در صحيح در بخش فضايل على بن ابى طالب عليهما السلام مى نويسد:
يحيى بن تميمى، ابو جعفر محمّد بن صباح، عبيداللّه قواريرى و سريح بن يونس ـ متن حديث به نقل از محمّد بن صباح است ـ از يوسف بن ماجشون نقل مى كنند كه وى از ابو سَلَمه ماجشون، از محمّد بن منكدر، از سعيد بن مسيّب، از عامر بن سعد بن ابى وَقّاص، از پدرش نقل مى كند كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله به على عليه السلام فرمود:
أنت منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبي بعدي;
تو براى من، مانند هارون براى موسى هستى جز اين كه بعد از من پيامبرى نخواهد بود.
سعيد مى گويد: دوست داشتم كه اين حديث را از زبان سعد بشنوم; وقتى سعد را ملاقات كردم و گفته عامر را براى او نقل كردم، سعد گفت: آرى، من اين حديث را شنيده ام.
گفتم: خودت آن را شنيده اى؟
سعد انگشتانش را بر گوش هايش نهاد و گفت: آرى، وگرنه گوش هايم كر شوند.
اين حديث را ابوبكر بن ابى شِيبه نيز از غندر، از شعبه نقل كرده است.
مسلم در سند ديگرى حديث منزلت را اين گونه نقل مى كند:
محمّد بن مثنّى و ابن بشّار از محمّد بن جعفر نقل مى كنند كه وى، از شعبه، از حَكَم، از مصعب بن سعد، از سعد بن ابى وقّاص نقل مى كند:
رسول خدا صلى اللّه عليه وآله در غزوه تبوك على بن ابى طالب عليه السلام را جانشين خود قرار داد. على عليه السلام گفت:
يا رسول اللّه! تخلّفني في النساء والصبيان؟
اى رسول خدا! آيا مرا در ميان زنان و كودكان باقى مى گذارى؟
پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله فرمود:أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى غير أنّه لا نبي بعدي؟
آيا راضى نيستى كه براى من، همانند هارون براى موسى باشى، جز اين كه بعد از من پيامبرى نخواهد بود؟
مسلم در سند ديگر اين حديث را اين گونه نقل مى كند:
عبيداللّه بن معاذ، از پدرم، از شعبه براى ما روايت كرده اند كه قُتَيْبَة بن سعيد و محمّد بن عباد ـ با دو متن نزديك به هم ـ از حاتِم ( ابن اسماعيل) از بُكَيْر بن مسمار، از عامر بن سعد بن ابى وَقّاص، از پدرش نقل مى كنند كه معاوية بن ابى سُفيان به سعد گفت: چه چيز تو را از اين كه به ابوتراب دشنام دهى باز مى دارد؟!
سعد گفت: من مادامى كه سه جمله از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله درباره على به خاطر دارم، او را دشنام نخواهم داد كه اگر يكى از اين سه جمله درباره من بود، براى من خوشايندتر از مال دنيا بود.
رسول خدا صلى اللّه عليه وآله به هنگام حركت به غزوه اى على عليه السلام را جانشين خود قرار داد; على عليه السلام به او عرض كرد: اى رسول خدا! مرا همراه زنان و كودكان باقى مى گذارى؟
شنيدم كه پيامبر صلى اللّه عليه وآله به او فرمود:
أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبي بعدي؟
آيا راضى نيستى كه براى من، همانند هارون براى موسى باشى، جز اين كه بعد از من پيامبرى نخواهد بود؟
بار ديگر از حضرتش شنيدم كه در جنگ خيبر فرمود:
لاُعطينّ الراية رجلاً يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله;
پرچم را به دست مردى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست مى دارد و خدا و رسولش نيز او را دوست مى دارند.
همه ما گردن كشيديم و نگاه مى كرديم كه او چه كسى است. پيامبر صلى اللّه عليه وآله فرمود: على را برايم صدا بزنيد.
على عليه السلام را پيش رسول خدا صلى اللّه عليه وآله آوردند. او چشم درد داشت. پيامبر از آب دهان خود به چشم او ماليد و پرچم را به او داد و خداوند به دست او، فتح و پيروزى را به مسلمانان نصيب كرد.
جمله سوم آن گاه بود كه آيه ( نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ) نازل شد. رسول خدا صلى اللّه عليه وآله على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام را فرا خواند و گفت:
اللهمّ هؤلاء أهلي بارالها! اينان خانواده من هستند.
اين حديث را ابوبكر بن ابى شِيبه نيز، از غندر، از شعبه نقل كرده است.
مسلم نيشابورى، به سندى ديگر، اين حديث را چنين نقل مى كند: محمّد بن مثنّى و ابن بشّار از محمّد بن جعفر، از شعبه، از سعد بن ابراهيم، از ابراهيم بن سعد نقل مى كنند كه سعد مى گويد: پيامبر صلى اللّه عليه وآله به على عليه السلام فرمود:
أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى؟(5)
آيا راضى نيستى كه براى من همانند هارون براى موسى باشى؟

تلاش هاى سست و بى پايه در ردّ حديث منزلت

با توجّه به آن چه بيان شد، ترديدى در صحّت سند و بلكه تواتر آن ـ حتّى از طرقى كه نزد اهل تسنن معتبر است ـ وجود ندارد. از اين رو گروهى از آنان ـ در كتاب هاى حديثى و كلامى ـ در دلالت اين حديث بر برترى امير مؤمنان على عليه السلام و جانشينى او از رسول ربّ العالمين تشكيك كرده اند.
گروه ديگرى وقتى متوجّه بى ارزشى اين تشكيك ها شده اند، به ناچار سند آن را زير سؤال برده و آن را ضعيف شمرده اند، با اين كه حديث منزلت حديثى است كه بخارى و مسلم و ديگر صاحبان صحاح و بزرگان حديث بر آن اتّفاق نظر دارند و صدور چنين حديثى نزد اهل سنّت قطعى است، آن چنان كه اين موضوع براى هر پژوهش گرى كه به كتاب الصواعق المحرقه مراجعه كند پوشيده نيست.

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

می خواهم به مسجد کمک کنم

425امروزmod_vvisit_counter
5364دیروزmod_vvisit_counter
18936این هفتهmod_vvisit_counter
41849هفته گذشتهmod_vvisit_counter
120014این ماهmod_vvisit_counter
95166ماه گذشتهmod_vvisit_counter
4615005کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

تور مجازی

تور مجازی مسجد محدثین

تور مجازی مسجد محدثین
مشاهده / دانلود