چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی/شاعر : احسان محسنی فر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی

اشکم شبیه خون جگر شد نیامدی

گفتم غروب جمعه تو از راه می رسی

عمرم در این قرار به سر شد نیامدی

تا خواستم به جاده ی وصل تو رو کنم

غفلت مرا رفیق سفر شد نیامدی

در مسجدیم وطاعت این ماه شغل ماست

بی قبله هر نماز به سر شد نیامدی

این نفس بد مرام مرا خوار و زار کرد

روز و شبم به لغو سپر شد نیامدی

رسوایی گدای تو از حد گذشته است

عمرم به هر گناه هدر شد نیامدی

از ما گناه سر زد و تو شاهدش شدی

دیدی دلم به راه دگر شد نیامدی

خسران زده کسی است که از یار غافل است

بی تو دعا بدون اثر شد نیامدی

از ما که منفعت نرسیده برای تو

هر چه ز ما رسیده ضرر شد نیامدی

گفتیم لا اقل سر افطار می رسی

دیده به راه ماند و سحر شد نیامدی

شاعر : احسان محسنی فر

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

می خواهم به مسجد کمک کنم

1434امروزmod_vvisit_counter
6178دیروزmod_vvisit_counter
18068این هفتهmod_vvisit_counter
43818هفته گذشتهmod_vvisit_counter
105578این ماهmod_vvisit_counter
195764ماه گذشتهmod_vvisit_counter
4796333کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

تور مجازی

تور مجازی مسجد محدثین

تور مجازی مسجد محدثین
مشاهده / دانلود