کرامات مسجد محدثین مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

کرامات مسجد محدثین

ما معتقدیم که کرامت و عنایت تنها از سوی خدا صورت می گیرد نه از فرد و مکان . اما برخی انسانها مانند انبیا و اولیا به جهت تقرب به خدا و مقام منزلت آنان وسیله ای برای عنایت خدا خواهند بود. مسجد و حسینیه شقا و حاجت نمی دهند بلکه انقلاب درونی افراد و دلشکستگی و درخواست انسان است که از خدا جواب می گیرد و لکن هر مکانی نمی تواند این حس و حال زیبا را به انسان بدهد و مساجد و اماکن مذهبی و عبادب بهترین مکانی هستند که این آمادگی دریافت فیض الهی را فراهم می کنند و مسجد مقدس محدثین یکی از این مکانها می باشد.

آقا سیاوش به حواله امام زمان (عج) آمد

18 دی ماه 1386 آقا سیاوش ساعت ساز از آمل به همراه سه خواهر برای مرتبه اول آمدند به زیارت مسجد و علت آمدن آن ها را به این مسجد پرسیدم.

حکایتی نقل کردند که گویا حضرت آنان را به اینجا فرستاده است.

یکی از اقوام ایشان دوست داشت به جمکران برود و مانعی پیش می آمد و نمی توانست موفق شود تا آنکه در خواب به او گفته می شود که برود در شهر بابل یک جایی است که به نام حضرت مهدی (عج) است، من در آنجا حضور پیدا می کنم، برود آنجا را زیارت کرده و حاجت خود را بیان کند. گفت: من قصد داشتم دو هفته قبل اینجا بیایم که نشد. دخترم که اطلاع از این مکان نداشت، در خواب دید که درون زیارتگاهی است که کنار آن قبری هم هست و در محوطه ای سبز و مقدس، کنار آن قبر رفت و فاتحه ای خواند.

بعد آن خواب را برایمان تعریف کرد به او گفتیم: در بابل یک مسجدی هست به نام مسجد مقدس محدثین که آقا آن جا هم می آیند؛ خواب او تأکیدی بود بر آمدن ما به این مکان مقدس؛ به او گفتیم: همه با هم باید آن جا برویم که الآن به اینجا آمدیم. وقتی دخترم وارد مقبره ملانصیرا شد، دید همان مکانی است که در خواب دیده است.


محدثین از من است

اینجانب رجبعلی نیکخو در سال 1380 به خاطر مرگ همسرم مصیبت زیادی بر من وارد شد و به خاطر بیماری قلبی در بیمارستان شهید رجایی تهران بستری شدم. شب چهارشنبه متوسل به امام زمان (عج) شدم و با کاروانی که به سمت مسجد مقدس جمکران بود همراه شدم. به خاطر کمی وقت نتوانستم اعمال مسجد را کامل انجام بدهم و با ناراحتی زیاد به تهران برگشتم. قبل از خوابیدن گریه ی زیادی کردم و به خواب رفتم. در عالم خواب آقایی را با لباس سبز دیدم که همسر مرحومم پشت یر وی ایستاده بود. همسرم به من اشاره کرد و فهماند که به آقا توجه کن. آقا از من سوال کرد چرا ناراحتی؟ گفتم آقا من با حال بیماریم آمدم جمکران ولی نمازم را ناقص انجام دادم! فرمود: همان هم قبول شد، ناراحت نباشید؛ ازین به بعد شما و آن هایی که آن جا ( شهر بابل یا شمال) هستند به دلیل کهولت سن و نداشتن بودجه مالی، بروند به مسجد محدثین، آنجا از من است و بروید و این موضوع را به آقای ... بگویید. دوهفته گذشت و همسرم را دوباره در خواب دیدم و به من گفت: چرا آن مطلب را به فلانی نگفتی و بعد من به منزل آن فرد رفتم و پیام امام را به او رساندم.

(کتاب کرامات مسجد مقدس محدثین ص25)

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

می خواهم به مسجد کمک کنم

870امروزmod_vvisit_counter
2263دیروزmod_vvisit_counter
7317این هفتهmod_vvisit_counter
13433هفته گذشتهmod_vvisit_counter
39822این ماهmod_vvisit_counter
47468ماه گذشتهmod_vvisit_counter
4330265کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

تور مجازی

تور مجازی مسجد محدثین

تور مجازی مسجد محدثین
مشاهده / دانلود