معرفت حق در کلمات فرج مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

پژوهش ها / مقالات

معرفت حق در کلمات فرج

نویسنده: مهدی رضاپور

ویرایش شده در تاریخ 1396/10/5

دانلود نسخه WORD

دیباچه:

حمد بی حد و شکر بی عد ، خدایی را که عالم و آدم آفرید و به آدمیان،  علاوه بر حواس پنجگانه، نعمت عقل و دل و دین نیز عطاء فرموده است.

اما بعد این بنده کمین، در تاریخ 14/7/1392 هجری شمسی، وجیزه­ای بنام شرح دعای کلمات فرج، تألیف و منتشر نمودم. اکنون که چند سالی است از تاریخ تألیف آن وجیزه گذشته است به توفیق الهی به حقایق تازه­ای رهنمون شده­ام. تصّور  این بنده درباره خودم این است که خداوند حکیم به گونه نسبی، بخشی از عرفان قرآنی و نیز بخشی از حکمت دینی را به من ، عطاء فرموده است ، که در قرآن مجید، فرموده است: « یُوتیِ الحکمه مَن یشاءُ و مَن یُوتَ الحکمه فقد اوتی خیراً کثیراً ... »[1] و به سبب همین تصّور به مصداق آیه : « ... و ممّا رزقناهم ینفقون»[2]. وظیفه دانستم آنچه را که به آن مرزوق شده ام، انفاق نموده در دسترس گرسنگان عرفان قرآنی  و نیز تشنگان حکمت دینی، قرار بدهم .

امید است این خدمت ناقابل، مورد قبول حضرت حقّ قرار گیرد و توشه­ای برای سفر آخرت این بنده به حساب آید.

گفتار اول- معرفی دعای کلمات فرج:

حضرت امام محمد باقر- علیه السلام- و نیز حضرت امام جعفر صادق- علیه السلام- دعای بسیار پر ارزشی از پیامبر گرامی اسلام نقل کرده­اند بنام کلمات فرج و یا دعای کلمات فرج.از نظر این بنده، این دعا یکی از معجزات باقیه پیامبر گرامی اسلام می باشد. زیرا من سراغ ندارم فیلسوفی را و نیز عارفی را که در یک سطر یا دو سطر نوشته، همه عالم هستی را به تصویر کشیده باشد و به همین دلیل، من دعای کلمات فرج را شناسنامه عالم هستی نامیده­ام.

گفتار دوم- متن دعای کلمات فرج:

دعای کلمات فرج، بدان گونه که در کتاب من لا یحضره الفقیه آمده است، بدین گونه می باشد: «لا اله الاّ الله الحلیم الکریم، لا اله اِلا الله العلیّ العظیم، سبحان الله ربّ السّموات السّبع و ربّ الارضین السّبع و ما فیهنّ و ما بینهنّ و ما تحتهنّ و ربّ العرش العظیم و سلام علی المرسلین و الحمد لله ربّ العالمین»[3]

گفتار سوم- تجزیه عالم هستی:

همان گونه که می­دانید عالم هستی از دو بخش، تشکیل گردیده است: 1- خداوند متعال 2- عالم امکان

این بنده از تدبّر و تعّمق در آیات قرآن مجید و احادیث و ادعیه از آن جمله دعای کلمات فرج به توفیق الهی به این حقیقت رهنمون شده­ام که عالم امکان از دو بخش، تشکیل گردیده است: 1- بخش تجسم­نایافته که عرش و نیز عرش عظیم نامیده می­شود 2- بخش تجسم­یافته که کرسی و نیز کرسی رفیع نامیده می­گردد. بنابراین، از منظر دیگر، می­توان گفت که عالم هستی از سه بخش، تشکیل شده است و آن سه بخش، عبارتند از: 1- خداوند متعال که عظیم ترین حقیقت عالم هستی می باشد2- عرش عظیم که پس از خداوند متعال، عظیم ترین حقیقت عالم هستی است3- کرسی رفیع.

از نظر این بنده، بخش تجسم­یافته عالم امکان از چهارده جهان جسمانی تشکیل گردیده است که هفت جهان از آن­ها به دلیل این که جسمانی و مادّی می­باشند ارضین سبع نامیده می­شوند و هفت جهان دیگر به دلیل این که جسمانی و مثالی می­باشند سموات سبع نامیده می­گردند.

از نظر این کهینه، مجموعه چهارده جهان جسمانی در نگاه کل­بینانه و وحدت ­نگرانه، کرسی نامیده می­شود و نیز چهارده جهان جسمانی در درون کره­ای از نور قرار دارند که آن کره نور نیز کرسی نامیده می­شود و همچنین، مجموعه کره نور و چهارده جهان جسمانی که در درون کره نور قرار دارند نیز کرسی نامیده می­شود.

بنابراین، می­توان گفت که چهارده جهان جسمانی در درون کرسی قرار دارند و کرسی نیز در درون عرش عظیم قرار دارد و عرش عظیم نیز در درون ذات اقدس الهی و در عین حال، تحت ذات اقدس الهی قرار دارد.لهذا می توان گفت که عرش عظیم، کرسی را یعنی مجموعه سموات سبع و ارضین سبع را فرا گرفته است.

چهار بخش عالم هستی:

از دیدگاه دیگر، می­توان گفت که عالم هستی از چهار بخش تشکیل شده است که عبارتند از: 1- خداوند متعال 2- عرش عظیم 3- سموات سبع 4- ارضین سبع.

پنج بخش عالم هستی:

از منظر دیگر، می­توان گفت که عالم هستی از پنج بخش تشکیل گردیده است: 1- خداوند متعال 2- عرش عظیم 3- افلاک نور 4- سموات سبع 5- ارضین سبع و در دعای کلمات فرج به این پنج بخش عالم هستی اشاره گردیده است. اگر از من بپرسید که در دعای کلمات فرج، کدام کلمه بر افلاک نور، اشاره دارد؟ خواهم گفت کلمه «و ما بینهنّ » بر افلاک نور، اشاره دارد زیرا از نظر این بنده، چهارده عدد از افلاک نور ، بین چهارده جهان جسمانی  قرار دارند.

هفده بخش عالم هستی:

از دیدگاه دیگر، می­توان گفت که عالم هستی از هفده بخش، تشکیل شده است و آن هفده بخش عبارتند از: 1- خداوند متعال 2- عرش عظیم 3- افلاک نور 4- چهارده جهان جسمانی.

توضیح این که چهارده جهان جسمانی به اضافه افلاک نور و به اضافه عرش عظیم و به اضافه خداوند متعال می­شود هفده بخش عالم هستی.

از نظر راقم این وجیزه از بین چهارده جهان جسمانی، جسمانی­ترین آن­ها و نیز کوچک­ترین آن­ها، جهانی است که ما انسان­های ساکن در سیّاره زمین، آن جهان را متعلق به خود می­دانیم و مثلاً می­گوییم: «جهان ما دست کم از ملیاردها ملیارد، کهکشان، تشکیل گردیده است».

جهان ما که از یک منظر، ارض شماره یک و از منظر دیگر، آسمان شماره یک نامیده می­شود اگر چه کوچک­ترین جهان­های جسمانی است، معهذا دست کم از ملیاردها ملیارد، سیاه چاله­های فضایی، سحابی­ها، منظومه­ها و کهکشان­ها، تشکیل گردیده است.

شایان ذکر است که جهان ما که جهان طبیعت نیز نامیده می­شود با همه وسعت و عظمت، بخش کوچکی است از کرسی و کرسی با همه وسعت و عظمت، بخش کوچکی است از عالم امکان و عالم امکان با همه وسعت و عظمت، بخش کوچکی است از عالم هستی.

 

گفتار چهارم- الله- عزّوجلّ:

تعریف الله:

از نظر این بنده کمین، الله، عبارتست از یک ­کره مجرّد و توپر و قدیم و نامتناهی و فناناپذیر از سنخ عقل.

الله به دلیل این که یک موجود ایجاد ناشده است، قدیم نامیده می شود و به دلیل این که قدیم و نامتناهی و فناناپذیر است، وجود نیز نامیده می گردد.

بنابر این، الله- تبارک و تعالی- محصول تجلّی موجود قدیم نیست بلکه همان موجود قدیم است. موجود قدیم به دلیل این که ذاتاً واجد ویژگیهای وجود ساز و نیز ذاتاً واجد ویژگیهای عقل ساز می باشد «الله» نامیده شده است.

از نظر این کمینه، موجود قدیم، موجود صرف و نیز وجود صرف نیست بلکه ذاتاً واجد  دو ماهیت است و دو ماهیت موجود قدیم، عبارتند از: 1- وجود بودن او 2- عقل بودن او . موجود قدیم به اعتبار ماهیت اول که ذاتاً واجد آن بوده است، وجود و نیز وجود قدیم و همچنین الکون الاول نامیده می شود و به اعتبار ماهیت دوم که ذاتاً واجد آن بوده است ، عقل و نیز عقل قدیم و همچنین عقل اول نامیده می گردد . لهذا خداوند متعال بدون این که ترکیبی باشد از موجود بودن و وجود بودن و عقل بودن ، هم موجود است و هم وجود است و هم عقل  و آن موجود که هم وجود قدیم است و هم عقل قدیم در زبان دین « الله » نامیده شده است.

آری ، موجود قدیم،  موجود صرف نیست و دلیل این ادّعا این است که علاوه بر موجود بودن، وجود نیز می باشد. و نیز وجود، یک حقیقت صرف نمی باشد و دلیل این ادّعا این است که علاوه بر وجود بودن، عقل نیز می باشد. اگر وجود قدیم، فاقد ویژگیهای عقل ساز می بود، در این صورت، می توانستیم که وجود قدیم را وجود صرف نیز بنامیم.

نقل شده است که شخصی از حضرت امام صادق – علیه السلام – پرسید: آیا خدا، ماهیت دارد؟ حضرت فرمودند: « نعم ، لاینبت الشی ءُ الا بانّیّهٍ و مائیّهٍ »[4]

و نیز نقل شده است که شخصی از حضرت امام علی –علیه السلام- درباره عقل پرسید و آن حضرت در پاسخ فرمودند: « العقلُ جوهرٌ درّاکٌ محیطٌ بالاشیاء من جمیع جهاتها، عارفٌ بالشیء قبل کونه، فهو علّه الموجودات و نهایه المطالب»[5]

واضح است که در خبر مذکور، مقصود از عقل، عقل نامتناهی عالم هستی یعنی خداوند متعال می­باشد. زیرا به غیر از خداوند متعال، هیچ کس در خور این نیست که علت موجودات و نیز نهایت مطالب نامیده شود.

گفتار پنجم- ویژگیهای وجود ساز:

از نظر این بنده، ویژگیهای وجود ساز عبارتند از:

1- قدمت ذاتی 2- قدمت زمانی 3- مجرّد بودن 4- مبرّا بودن از تطوّر 5- نامتناهی بودن 6- شبه نامتناهی بودن.

از نظر این بنده، هر موجود که دست کم واجد سه ویژگی از ویژگیهای وجود ساز باشد در خور این است که وجود نامیده شود و موجود قدیم به دلیل این که ذاتاً واجد ویژگیهای وجود ساز بود، وجود و نیز وجود قدیم نامیده شده است.

از نظر این بنده کهین، موجودی که مجرد و نامتناهی یا شبه نامتناهی باشد ولکن فاقد ویژگی های عقل ساز باشد، وجود و یا وجود صرف نامیده می شود.

همان گونه که می دانید اغلب دانشمندان اندیشمند مسلمان، این حقیقت را پذیرفته اند که خداوند متعال، علاوه بر این که موجود است ، وجود نیز می باشد. اکنون این پرسش قابل طرح است که ملاک وجود بودن چیست؟ و به بیان دیگر، به چه دلیل، ما می توانیم یک موجود را وجود نیز بنامیم؟ در ارتباط با پرسش مذکور دو پاسخ وجود دارد: 1- پاسخ مشهور 2- پاسخ من عندی و خلاصه پاسخ مشهور این است که ملاک وجود بودن، همان ملاک موجود بودن است  و لهذا هر موجود در خور این است که وجود نامیده شود، و امّا پاسخ من عندی این است که از نظر این کمینه، ملاک وجود بودن یک موجود، داشتن ویژگیهای وجود ساز می باشد و خداوند متعال به دلیل این که واجد بیشترین ویژگیهای وجود ساز می باشد وجود نیز نامیده می گردد و نیز از نظر این بنده ، خداوند متعال دارای دو ماهیت است و وجود بودن، ماهیت اوّل خداوند متعال می باشد . اگر خداوند متعال، فاقد ویژگیهای وجود ساز می بود. ما نمی توانستیم بدون دلیل او را وجود بنامیم. زیرا دلیل این که ما می توانیم خداوند متعال را وجود بنامیم این است که خداوند متعال دارای بیشترین ویژگیهای وجود ساز می باشد.

دلیل این بنده، در مورد این که ملاک وجود بودن، موجود بودن نیست و بلکه دارا بودن ویژگیهای وجود ساز می باشد این است که در قرآن مجید و احادیث و ادعیه، مخلوقات نظیر خورشید ،ماه، کوه ، دریا، درخت ، دشت ، انسان ، فرشته ، جن و ... و... موجودات و نیز کائنات و همچنین اشیاء نامیده شده اند.و نه وجودات یا اکوان ولکن کائن اوّل یعنی خداوند متعال به دلیل این که واجد ویژگیهای وجود ساز بوده است، الکون الاوّل نیز نامیده شده است، که حضرت امام رضا – علیه السلام- فرموده است: « ... انّ النّور البدیء الواحد الکونُ الاوّل ، واحد لاشریک له ...»[6]

این بنده با الهام از کلام حضرت امام ، می گویم: « الکائن الاوّل ، هو الکونُ الاوّل و الکائن الثانی ای عرش العظیم ، هو الکونُ الثانی او الکونُ الامکانی».

گفتار ششم- ویژگیهای عقل ساز:

از نظر این بنده، ویژگیهای عقل ساز عبارتند از:

1- زنده بودن   2- حس کننده بودن    3- درک کننده بودن4- علیم بودن5- مرید بودن 6- موجد بودن7- در موضع خوشنودی، خشنود شدن8- در موضع مهرورزی، خشنود کردن 9- در موضع رنجش، رنجیده شدن10- در موضع انتقام، رنجاندن هر کس که موجب رنجیده شدن شده باشد و ...

و موجود قدیم به دلیل این که ذاتاً واجد ویژگیهای عقل ساز بوده است، عقل و نیز عقل قدیم و همچنین عقل اوّل و نیز عقل نامتناهی عالم هستی نامیده می شود.

از نظر این بنده کمین، عقل اگر مجرد و نامتناهی یا شبه نامتناهی باشد در خور این است که وجود نیز نامیده شود و لکن وجود را نمی توان عقل نامید مگر این که واجد ویژگیهای عقل ساز باشد . لهذا اعنقاء مغرب یعنی موجود قدیم اگر فاقد ویژگیهای عقل ساز باشد وجود صرف نامیده خواهد شد و اگر واجد ویژگیهای عقل ساز باشد عقل نامیده می شود.

از نظر این کمینه ، عنقاء مغرب، وجود صرف نیست بلکه به دلیل داشتن ویژگیهای عقل ساز، از سنخ عقل می باشد و نه از سنخ وجود صرف . بنابراین، خداوند متعال، محصول تجلّی عنقاء مغرب نیست بلکه همان عنقاء مغرب است و به بیان دیگر، حضرت واحدیت ، مرتبه نازله حضرت احدیت  و نیز محصول تجلّی حضرت احدیت، نمی باشد بلکه نام دیگر حضرت احدیت، حضرت واحدیت می باشد. زیرا حضرت احدیت ، وجود صرف نمی باشد بلکه همان عقل قدیم است که حضرت احدیت نامیده می شود. باری، عنقاء مُغرب و به تعبیر دیگر ، حضرت احدیت ، ذاتاً واجد ویژگیهای عقل ساز می باشد.

شایان ذکر است از نظر این کهتر کمتر از همه، کلمه عقل ، دست کم ده معنا دارد کلمه عقل در معنای اول یعنی فهم و شهور، و در معنای دوم یعنی مرتبه فوقانی ذهن که محل حفظ معانی و معقولات می باشد. و در معنای سوم یعنی سلامت قوای ادراکی که نقطه مقابل آن ، جنون نامیده می شود. و در معنای چهارم یعنی قدرت کشف مجهولات و تولید علم و در معنای پنجم یعنی قدرت کنه کاوی و ادراک معقولات و در معنای ششم یعنی نفس ناطقه انسان و فرشته و جن و در معنای هفتم یعنی نفس ناطقه تکامل یافته یا نفس ناطقه خدا گونه و در معنای هشتم یعنی ناطقه خداگونه که فاقد بدن باشد و به صورت انسان نوری یا فرشته نوری در عالم نور، در همسایگی خداوند متعال و به تعبیر دیگر، در مقعد صدق، عند ملیک مقتدر ، اسکان داده شده باشد و عقل بدین معنا در حالت جمع، عقول قدسیه عرشیه نامیده می شوند.و در معنای نهم یعنی فطرت خدا خواهی که موجب می شود انسان خدای رحمان را بپرستد و در آخرت در جنان، اسکان داده شود و در معنای دهم ، یعنی نفس ناطقه و نامتناهی عالم هستی که خداوند متعال نامیده می شود. نفس ناطقه و نامتناهی عالم هستی به دلیل این که ذاتاً واجد ویژگیهای وجود ساز بوده است ، وجود و نیز وجود قدیم و همچنین الکون الاوّل ، نامیده می گردد.

گفتار هفتم- بهره وجودی:

معدوم یعنی فاقد بهره وجودی. فقدان بهره وجودی را می­توان با علامت صفر نشان داد. از صفر تا مثلاً نمره ده را می توان حد نصاب نمره بهره وجودی نامید. و نیز می­توان از صفر تا مثلاً نمره ده را ثبوت نامید.

موجوداتی که نمره بهره وجودی آن­ها بالای صفر و لکن کمتر از نمره بهره وجودی حد نصاب باشد موجودات کالمعدوم نامیده می­شوند.این بنده موجودات کالمعدوم را سایه­سان ها و نیز مرز نشینان عدم نامیده­ام.

موجودی که نمره بهره وجودی آن، بالای نمره بهره وجودی حدنصاب باشد، موجود واقعی یا موجود عینی نامیده می­شود. موجود واقعی، واقعیّت نیز نامیده می شود. اگر بالاترین نمره بهره وجودی را فرضاً یک میلیارد تعیین کنیم در این صورت، نمره بهره وجودی خداوند متعال، یک میلیارد خواهد بود.

خداند متعال به دلیل این که واجد بالاترین نمره بهره وجودی می­باشد لهذا واقعی ترین و نیز عینی ترین و همچنین ظاهرترین حقیقت عالم هستی است. خداوند متعال، به دلیل این که واجد بالاترین نمره بهره وجودی است لهذا برای انسان جسمانی که نمره بهره وجودی­اش، کمی بالاتر از نمره بهره وجودی حدنصاب است قابل حس کردن نمی باشد. و به همین دلیل، خداوند متعال را می توان، ظاهرِ باطن یا پیدای پنهان نامید و گفت:

یا مَنِ اختفی لِشدَّهِ نوره                الباطنُ لفرط ظهوره

گفتار هشتم- عرش عظیم:

این بنده کمین، از تدبّر و تعمّق در آیات قرآن مجید و احادیث و ادعیه به توفیق الهی این گونه فهمیده­ام که خلّاق مجید در ازل، بی نهایت مقطّعات نور یا پاره های نور و یا گلوله های نور و یا گوی های نور ایجاد کرد و از فشردن آن ها و به تعبیر دیگر از پیوند آن ها یک عدد کره مجرّد و توپر و تقریباً نامتناهی که نمره بهره وجودی آن از نمره بهره وجودی حد نصاب کمتر بود ایجاد کرد. ما می توانیم آن کره مجرّد و توپر و شبه نامتناهی را لوح شماره یک و نیز اول ما خلق الله بنامیم، که در حدیث آمده است:«اول ما خلق الله: اللوح».[7] حضرت امام رضا- علیه السلام- کره مجرّد مذکور را نور نامیده و فرموده است: «... و النّور فی هذا الموضع، اول فعل الله الّذی، هو نور السموات و الارض ...»[8] از نظر این کمینه، خلاّق مجید پس از ایجاد لوح شماره یک، بی نهایت مقطّعات نور یا گلوله های نور آفریده و از فشردن آن ها و یا از پیوند آن ها، یک عدد کره مجرّد و توپر و شبه نامتناهی دیگر که نمره بهره وجودی آن ها، کمتر از نمره بهره وجودی حد نصاب بوده است ایجاد نمود. این کره مجرّد و شبه نامتناهی دوم را می توان قلم شماره یک نامید که در حدیث آمده است: «اول ما خلق الله: القلم».[9]

خلاق مجید پس از این که قلم شماره یک را آفرید به وسیله قلم شماره یک بر لوح شماره یک، همه آنچه را که در آینده باید بیافریند به ترتیب یادداشت فرموده است و به همین دلیل، لوح شماره یک را می­توان دفتر برنامه ریزی درازمدت خداوند متعال نامید.

از نظر این بنده، پیشوایان دین، کره مجرد شماره یک و کره مجرد شماره دو را در نگاه کل­بینانه و وحدت نگرانه، به صورت یک کره مجرد و مرکب، نگاه کرده­اند و آن را عقل نامیدند که در حدیث آمده است: «اول ما خلق الله: العقل».[10]

شایان ذکر است که کلمه عقل، چند معنا دارد و به یک معنا، نامی است برای نخستین کره مجرد و مرکب و شبه نامتناهی که تشکیل شده است از لوح شماره یک و قلم شماره یک.

از نظر این بنده کهین، خلاق مجید پس از آفریدن کره عقل، بی نهایت مقطّعات نور یا گوی های نور آفرید و از پیوند آن ها، یک عدد کره مجرد و توپر و شبه نامتناهی دیگر که نمره بهره وجودی آن، کمتر از نمره بهره وجودی حد نصاب بود ایجاد کرد. ما می توانیم آن کره مجرّد و شبه نامتناهی سوم را لوح شماره دو بنامیم. از نظر این کهینه، موجد مجید پس از ایجاد کره مجرّد و شبه نامتناهی شماره سه، بی نهایت، مقطّعات نور یا پاره های نور آفرید و از فشردن آن ها، یک عدد کره مجرّد و توپر و شبه نامتناهی دیگر که نمره بهره وجودی آن کمتر از نمره بهره وجودی حد نصاب بود ایجاد نمود. این کره مجرّد و شبه نامتناهی شماره چهار را می توان، قلم شماره دو نامید. موجد مجید پس از ایجاد قلم شماره دو به وسیله آن بر لوح شماره دو، تماثیل جمیع مخلوقات را تصویر نمود و سپس بایگانی کرده است و حضرت امام سجّاد- علیه السلام- فرموده است: «انَّ فی العرش تمثال جمیع ما خلق الله»[11]

ما می توانیم در نگاه کل بینانه و وحدت نگرانه، مجموعه لوح شماره دو و قلم شماره دو را کره خیال بنامیم. کره خیال را می توان عالم اشباح و اظلّه نیز نامید. همچنین در نگاه کل بینانه و وحدت نگرانه، مجموعه کره عقل و کره خیال را می توان، کره ذهن نامید.

این بنده از باب مجاز و نیز از باب تسامح در تسمیه، کره ذهن را ذهن الهی و نیز عرش هاهوت و همچنین فلک الافلاک و نیز کوه قاف نامیده­ام. حضرت امام رضا- علیه السلام- کره ذهن را ابداع و نیز توهّم و همچنین حال نامیده و فرموده است: «... فالخلق الاوّل من الله- عزّوجّل: الابداع ... و الله سابق الابداع ...»[12] و نیز فرموده است: «... و الله سابق التّوهّم ...»[13]و همچنین فرموده است: «... والحال ایضاً فیهذا الموضع ..»[14]. از نظر این حقیر، خلاّق مجید پس از آفریدن کره ذهن، تصمیم گرفت که چند کره عینی و یا چند کره واقعی بیافریند و به همین دلیل، بی نهایت، مقطّعات نور یا گلوله های نور ایجاد کرد و از فشردن آن ها و به تعبیر دیگر از پیوند آن ها، یک عدد کره مجرّد و توپر و شبه نامتناهی که نمره بهره وجودی آن، بسیار بسیار بیشتر از نمره بهره وجودی حد نصاب بود بنام کره ستر آفرید.

طبق روایت منقول در کتاب اصول کافی[15]- حضرت امام صادق –علیه السلام- اولین کره مجرد و توپر و شبه نامتناهی را ستر و دومین کره مجرد و توپر و شبه نامتناهی را حجاب نامیده است.نام های دیگر کره ستر، عبارتند از:1- سبحات الجلال 2- نور الانوار 3- اسم اعظم 4- مشیّت عینی 5- وجود امکانی و عینی.

از نظر این کمینه، مجموعه کره ذهن و کره ستر را می توان قوسین اوادنی و نیز آسمان عالم امکان و همچنین عرش به معنای اخص کلمه نامید و در حدیث آمده است: «اوّل ما خلق الله: العرش»[16] و می­توان گفت که مقصود از عرش در حدیث مذکور، عرش به معنای کره ذهن باشد که این بنده آن را عرش هاهوت نامیده­ام و نیز می­توان گفت که مقصود از عرش در حدیث مذکور، مجموعه کره ذهن و کره ستر باشد و مجموعه کره ذهن و کره ستر را می­توان عرش ممنوعه نامید و عرش ممنوعه را می­توان حریم اختصاصی خداوند متعال دانست.

از نظر این بنده، خداوند متعال، آسمان عالم امکان را سقف محفوظ قرار داده است و لهذا هیچ کس، قادر نیست که از آسمان عالم امکان، عبور نموده همچون قطره که به دریا می افتد و دریا می شود، در دریای الوهیت، فرو افتد و در نتیجه خدا شود و حضرت امام علی- علیه السلام- این حقیقت را در یکی از نیایش های خویش، تذکر داده و گفته است: «... یا مَن لایَطَأ عرشه قدم ...»[17] یعنی ای خدایی که قدم هیچ کس، حتی قدم پیامبر گرامی اسلام به عرش تو یعنی به آسمان عالم امکان نرسیده و نخواهد رسید. اگر پیامبر گرامی اسلام در اوج معراج شگفت انگیز خود می توانست از آسمان عالم امکان، بالاتر رود و همچون قطره­ای که به دریا می افتد  و دریا می­شود در دریای الوهیت، فرو می­افتاد در این صورت می توانست ادّعا کند که من در شب معراج برای مدت کوتاهی، خدا شده بودم و لکن همان گونه که می­دانید پیامبر گرامی اسلام، حتی در اوج معراج شگفت انگیز خود، چنین ادّعایی نکرده است.

از نظر این کهینه، خلاّق مجید پس از ایجاد کره ستر، از طریق شکستن گلوله های نور و یا از طریق تکّه تکّه کردن پاره های نور که از پیوند آن ها کره ستر را ایجاد نموده بود، بی نهایت گلوله های نور ایجاد کرد و از پیوند گلوله های نور تازه ایجاد شده، کره مجرّد دیگری بنام کره حجاب آفریده است.

این بنده، کره حجاب را قدمگاه نامیده­ام. زیرا معتقدم که پیامبر گرامی اسلام در اوج معراج شگفت انگیز خود به توفیق الهی، توانسته بود تا کره حجاب، پیش رود.

هنگامی که پیامبر گرامی اسلام به کره حجاب رسیده بود و مدتی در آنجا توقّف نموده بود بین او و خداوند متعال، قوسین اوادنی یعنی دو کره نور یکی بنام کره ستر و دیگری بنام کره ذهن، فاصله بود و خداوند متعال از وراء دو حجاب نور یعنی از وراء آسمان عالم امکان، با پیامبر گرامی اسلام، سخن گفته است.

از نظر این فقیر، موجد مجید پس از خلق کره حجاب، از طریق شکستن گلوله های نور که از پیوند آن ها، کره حجاب، تشکیل گردیده بود. بی نهایت گلوله های نور، ایجاد کرد و از پیوند آن ها، کره مجرّد دیگری به نام کره کرسی ایجاد کرده است.

که در دعا آمده است : « .... بسم الله الّذی خلق النّور من النور...»[18] یعنی به نام خدایی که کرسی را از کره حجاب آفرید و نیز کره حجاب را از کره ستر، خلق کرده است.

از نظر این بنده، مجموعه کره عقل و کره خیال و کره ستر و کره حجاب، عرش به معنای خاص، نامیده می شود. از نظر این بنده، مجموعه کره های مجرد پیشین به اضافه کره کرسی، عرش عظیم نامیده می شود.

اقسام عرش:

از نظر این کمینه ، عرش ها را می توان به پنج قسم منقسم کرد:

1-    عرش هاهوت – توضیح این که این کمینه، کره ذهن را عرش هاهوت نامیده ام

2- عرش ممنوعه – توضیح این که مجموعه کره ذهن و کره ستر را می توان قوسین اوادنی و نیز عرش ممنوعه نامید. عرش ممنوعه، که آسمان عالم امکان نیز نامیده می شود حریم اختصاصی خداوند متعال می باشد و هیچ کس را یارای عبور از آن نمی باشد.

3-    مجموعه کره ستر و کره حجاب و کره کرسی را می توان، عالم لاهوت و نیز عرش لاهوت نامید.

4-    مجموعه کره ذهن و کره ستر و کره حجاب و کره کرسی، عرش عظیم، نامیده می شود.

5-    عرش جبروت که نام دیگرش سموات سبع می باشد.

خلّاق متعال پس از ایجاد کرسی،  در درون کرسی، بی نهایت گلوله های نور، با بارهای مثبت  و منفی و خنثی ایجاد کرد و از یک سوی از پیوند یک بخش از آن ها، ، چهارده عدد فلک نور ایجاد کرد و از سویی دیگر از تمثل بخش دیگر از آن ها ، هفت جهان جسمانی و مثالی که سموات سبع نامیده می شود آفرید و از سوی سوم ، از تجسم بخش دیگر از آن ها ، هفت جهان جسمانی و مادی که ارضین سبع نامیده می شود ایجاد کرده است. جهان­های جسمانی و نیز افلاک نور در درون ساق عرش عظیم و به تعبیر دیگر در درون کرسی قرار دارند و کرسی نیز در درون عرش عظیم قرار دارد و عرش عظیم نیز در درون ذات اقدس الهی و در عین حال تحت ذات اقدس الهی قرار داردکه حضرت امام حسین – علیه السلام- در یکی از نیایش­های خود گفته است: «... فصارَ العرشُ غیباً فی ذاته ...»[19].

باید دانست نام دیگر عرش عظیم، «وجه الله» می باشد .

نقل شده است چند نفر از مسیحیان نزد حضرت امام علی – علیه اسلام- آمده بودند و از آن حضرت درباره وجه الله پرسش نمودند . حضرت امام به آنان فرمود تا هیزم تهیه کنند و هیزم ها را آتش بزنند. آنان پس از تهیه کردن هیزم ، هیزم ها را آتش زدند و پس از این که آتش، شعله ورگردید حضرت امام از آنان پرسید «ما وجه النّار؟» گفتند: «هذا کلّه، وجه النّار» و سپس حضرت امام فرمودند : « و هذا الوجود، کله وجه الله»[20] این کمینه، این کلام حضرت امام را این گونه  فهمیده ام که وجه النّار، غیر از نار می باشد. یعنی آتشی که در هیزم های آتش گرفته وجود دارد نار نامیده می شود و شعله ای که از هیزم های آتش گرفته، ایجاد می گردد وجه النّار نامیده می شود. لهذا این بنده با الهام از کلام حضرت امام می گویم : « فهذا الوجود، ای عرش العظیم،کلّه، وجه الله و ذاک الوجود، ای ربّ العرش العظیم، کلّه، هو الله» شایان ذکر است که مجموعه کرات نور که عرش عظیم و به تعبیر دیگر عالم اسماء و صفات از آن­ها تشکیل گردیده است، حجب نور و نیز افلاک نور و به تعبیر حضرت امام حسین –علیه السلام- در دعای روز عرفه، افلاک انوار نیز نامیده می­شود.

گفتار نهم- بطلان نظریه تشکیک وجود:

از نظر این کمینه، یکی از دلایل بطلان نظریه «تشکیک وجود» وجود کره ذهن است. زیرا اگر دومین مرتبه از مراتب وجود، معلول ذات اقدس الهی باشد و یا محصول تنزّل یا تجلّی ذات اقدس الهی باشد در این صورت، دوّمین مرتبه از مراتب وجود، می باید که پس از ذات اقدس الهی، شدیدترین و کاملترین و واقعی ترین مرتبه از مراتب وجود باشد و حال این که دومین مرتبه از مراتب وجود از دیدگاه حضرت امام رضا- علیه السلام- ضعیف ترین مرتبه از مراتب وجود می باشد و اگر چه واجد ثبوت می­باشد و لکن به دلیل این که فاقد وجود یعنی فاقد واقعیّت یا عینیّت است، توهم یا حال و یا ذهن نامیده شده است و نه عین.

گفتار دهم- افلاک نور:

از نظریه این کهینه، خلاّق مجید، پس از آفرینش کرسی، در درون کرسی، بی نهایت، مقطّعات نور یا پاره های نور آفریده است و آن پاره های نور که در درون کرسی، آفریده شده بودند از حیث بار الکتریکی بر سه قسم بوده اند. یک قسم از آن ها دارای بار الکتریکی مثبت و قسم دوم، دارای بار الکتریکی منفی و قسم سوم، فاقد بار الکتریکی و به تعبیر دیگر از حیث بار الکتریکی، خنثی بوده اند. یک بخش از آن مقطّعات نور به سبب انجماد یا تراکم و یا تجسّم به صورت ذرّات سه گانه اتم ساز یعنی به صورت پروتون ها و الکترون ها و نوترون ها در آمده اند و از پیوند ذرّات اتم ساز، اتم ها ایجاد گردیده است و از پیوند اتم ها، عناصر به وجود آمده است و از پیوند عناصر، سحابی ها خلق گردیده است و از تکامل سحابی ها، منظومه ها و کهکشان ها ایجاد گردیده است.

بخش دیگر از آن ها به سبب انجماد یا تراکم یا تمثل به صورت هفت جهان جسمانی و مثالی یعنی به صورت سموات سبع در آمده است و  از پیوند بخش سوم ازهن آن ها ، افلاک نور آفریده گردیده است .

معنای کلمه « و ما فیّهن» :

همان گونه که می دانید در هر یک از جهان های جسمانی، بی نهایت مخلوق، وجود دارد. مجموعه مخلوقات که  سموات سبع و نیز در ارضین سبع، وجود دارند ما فیهن سموات سبع و نیز ارضین سبع به حساب می آیند.

معنای کلمه « و ما بینّهن» :

از نظر این بنده، فوق هر یک از جهان های جسمانی و مادی و نیز فوق هر یک از جهان های جسمانی و مثالی، یک فلک نور قرار دارد.

از نظر این کمینه  مجموعه یک جهان جسمانی و مادی به اضافه یک فلک نور و نیز مجموعه یک جهان جسمانی و مثالی  به اضافه یک فلک نور، یک عالم امکانی نامیده می شود.

بنابراین ، بین هفت جهان جسمانی و مادی، هفت فلک نور و نیز بین هفت جهان جسمانی و مثالی ، هفت فلک نور قرار گرفته است . از منظر دیگر می توان گفت هر یک از عوالم امکانی ، تشکیل شده است از یک زمین و یک آسمان یعنی تشکیل شده است از یک بخش جسمانی و یک بخش نوری یا یک بخش مجرد از جسم که آسمان و نیز فلک نور نامیده می شود.

لهذا می توان گفت که تعداد افلاک نور، چهارده عدد می باشد که هفت عدد از آن ها در منطقه ارضین سبع  و هفت عدد دیگر در منطقه سموات سبع، واقع شده است.

شایان ذکر است، نویسنده تفسیر البرهان[21] در تفسیرش ، کلامی از حضرت امام رضا- علیه السلام- نقل کرده است که خلاصه اش این است که آسمان اوّل، فوق ارض اوّل، قرار دارد و آسمان دوّم، فوق ارض دوّم، قرار دارد تا می رسد به آسمان هفتم که فوق ارض هفتم و تحت عرش رحمان، واقع شده است.

این بنده ، کلام حضرت امام را این گونه فهمیده ام که منظور آن حضرت این است که شش آسمان و به تعبیر دیگر، شش فلک نور، بین شش جهان جسمانی و مادی، قرار گرفته است و هفتمین آسمان و به تعبیر دیگر، هفتمین فلک نور، در وراء جهان جسمانی و مادی شماره هفت و تحت عرش رحمان ، یعنی تحت جهان جسمانی و  مثالی شماره یک، واقع شده است . هفت فلک نور که در منطقه ارضین سبع قرار دارند به اضافه هفت فلک نور دیگر که در منطقه سموات

سبع قرار دارند می شود چهارده فلک نور.

گفتار یازدهم – آدرس خداوند متعال:

این کمینه از تدبّر و تعّمق در آیات و احادیث و ادعیه به توفیق الهی، این گونه فهمیده ام که عالم هستی از دو منطقه بنام منطقه ظلمت و منطقه نور تشکیل شده است.

منطقه ظلمت از چهارده جهان جسمانی، تشکیل شده است که آن چهارده جهان جسمانی، ارضین سبع و نیز سموات سبع نامیده می شوند.

در وراء منطقه ظلمت، منطقه ای  قرار داردکه به دلیل این که از جسم مادّی و نیز از جسم مثالی ، مبرّا می باشد ، منطقه نور نامیده می شود .

منطقه نور از دوبخش ، تشکیل شده است:1-عرش عظیم 2-ربّ العرش العظیم

از نظر این کهینه ، عرش عظیم از یک منظر از چهار کره مجرد و توپر و شبه نامتناهی و تو در تو تشکیل شده است که نزدیکترین آن ها به عوالم امکانی ، کرسی نامیده می شودو دورترین آن ها ، کره ذهن نامیده می گردد.

از نظر این بنده ، مجموعه کرات مجرد اربعه یعنی کرسی ، کره حجاب ، کره ستر و کره ذهن ، حجب نور و نیز افلاک نور و به تعبیر حضرت امام حسین –علیه اسلام- در دعای روز عرفه، افلاک انوار نامیده می شوند.

بنابراین ، سالک الی الله، باید هوشیار باشد که از حجب نور، عبور کند یعنی حجب نور را خدا نپندارد تا درپایان سلوک عقلانی و عرفانی ، نور فوق کل نور یعنی خداوند متعال که در وراء کره ذهن یعنی در لامکان ، مستقّر است برایش کشف گردد.

بنابراین ، اگر حضرت امام سجاد –علیه السلام- در دعای ابوحمزه ثمالی، گفته است : «...انا الذی عصیتُ جبّار السّماء ...» مقصود از سماء در عبارت دعائیه مذکور، آسمان سیّاره زمین نیست بلکه مقصود ، آسمان عالم امکان است که عرش عظیم و نیز عالم اسماء و صفات نامیده می­شود .

از اشعار ناصرالدین شاه قاجار است که گفته است :

کعبه سنگ نشانه ایست که ره گم نشود       حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

اگر ناصر الدین شاه در این زمان زنده می بود و اگر از من می پرسید یار کجاست ؟ به او می گفتم که یار در وراء آسمان عالم امکان یعنی در وراء کره ذهن که لامکان ، نامیده می شود، مستقّر می باشد و آسمان سیاّره زمین و نیز کعبه ، سمبولی هستند از آسمان عالم امکان.

باید دانست که کره ذهن به تنهایی در خور این است که آسمان عالم امکان نامیده شود و از منظر دیگر، مجموعه کره ذهن و کره ستر که قوسین او ادنی نامیده می­شود در خور این است که آسمان عالم امکان نامیده شود و از دیدگاه دیگر، مجموعه کره ذهن و کره ستر و کره حجاب و کرسی که عرش عظیم نامیده می­شود شایسته این است که آسمان عالم امکان نامیده شود.

شایان ذکر است اگر حدیث عماء که در منابع حدیثی اهل سنّت ، ذکر گردیده است، صحیح باشد در این صورت می توان گفت که به احتمال قوی، مقصود از عماء در آن حدیث ، آسمان عالم امکان می باشد.

ناگفته نماند که خداوند متعال در چیزی بنام عماء یا غیر عماء، نهفته نیست. زیرا که حضرت امام رضا-علیه اسلام- فرموده است :« انّ النّور البدیء ... لا فی شیءٍ استکنّ...»[22] یعنی خداوند متعال ، در چیزی بنام عماء یا غیر عماء، نهفته نیست ، بلکه در وراء عماء یعنی در وراء آسمان عالم امکان که لامکان، نامیده می شود مستقر می باشد.

گفتار دوازدهم- جهان­های جسمانی:

از نظر این بنده در درون کرسی، چهارده جهان تو در تو وجود دارد که هر جهان مافوق از جهان مادون، وسیع تر می باشد. بنابراین می توان گفت که در وراء منظومه شمسی، سیزده منظومه دیگر نیز وجود دارند که انسان های ساکن در کره زمین، قادر به حس کردن آنها نمی باشند و به بیان دیگر، آنها برای انسان ساکن در سیّاره زمین، غیب به حساب می آیند.

از چهارده جهان موجود در درون کرسی، جسمانی ترین آن ها جهان طبیعت نامیده می شود. مجموعه شش جهان جسمانی و مادّی دیگر، جهان ملکوت نامیده می گردد و مجموعه هفت جهان جسمانی و مثالی، سموات سبع نامیده می شود. نام دیگر سموات سبع، عالم جبروت یا عرش جبروت می­باشد. جهان ملکوت، موطن ملایک جسمانی و مادّی و جهان جبروت، موطن ملایک جسمانی و  مثالی و ساق عرش عظیم، و به تعبیر دیگر ، کره کرسی که مقعد صدق نیز نامیده می شود ، موطن عقول قدسیه عرشیه یعنی انسان های نوری و نیز ملایک نوری                   می باشد.

در خور ذکر است همان گونه که می­دانید در چند جای قرآن مجید، دو کلمه سموات و ارض با هم ذکر گردیده است. از نظر این کمینه در قرآن مجید، هر جا کلمه سموات و کلمه ارض با هم ذکر گردیده است مقصود از سموات، سیزده جهان جسمانی و غیبی و مقصود از ارض، جهان طبیعت می­باشد. بنابراین، یک معنای آیه: «... وسعَ کرسیّهُ السّموات و الارض ...»[23] این است که کره کرسی، همه جهان­های جسمانی و غیبی را و نیز ارض را یعنی جهان طبیعت را فرا گرفته است و به بیان دیگر، همه جهان­های جسمانی و نیز جهان طبیعت در درون کره کرسی، قرار دارند.

شایان ذکر است از نظر این کمینه، انسان­های باایمان و شایسته پس از قیامت از جهانی به جهان دیگر، منتقل خواهند شد تا این که به جهان جسمانی شماره چهارده که آسمان چهاردهم و نیز فلک چهاردهم نامیده می­شود منتقل می گردند. انسان­های باابمان و شایسته پس از این که به جهان جسمانی شماره چهارده منتقل گردیدند، مدت درازی در آن توقف خواهند نمود و در کنار ملایک کروبیان زندگانی خواهند کرد و سپس قالب تن را رها کرده به صورت عقول قدسیه عرشیه به درون ساق عرش عظیم که کرسی نامیده می­شود، عروج خواهند کرد و در مقعد صدق در همسایگی خداوند متعال برای همیشه به زندگانی روحانی خود ادامه خواهند داد. که در دعا آمده است: « ... و تصیر ارواحنا معلّقهً بعزّ قدسک ...»[24] بنابراین، می­توان گفت انسان باایمان و شایسته پس از قیامت، سه دوره را طی خواهد کرد: 1- دوره­ای که در منطقه ارضین سبع قرار دارد و در این دوره دارای بدن جسمانی و مادّی خواهد بود 2- دوره­ای که از ارضین سبع به سوی سموات سبع یا عرش جبروت، عروج خواهد کرد و مادام که در سموات سبع قرار دارد دارای بدن جسمانی و مثالی خواهد بود. یعنی بدن جسمانی و مادّی او به بدن جسمانی و مثالی تبدیل خواهد شد. 3- دوره­ای که انسان باایمان و شایسته از زندان تن آزاد گردیده به صورت انسان نوری به درون کره کرسی عروج خواهد نمود و به اصطلاح، به خداوند متعال، واصل خواهد شد و به تعبیر درست، در مقعد صدق در جوار خداوند متعال برای همیشه به زندگانی روحانی خویش ادامه خواهد داد. به استناد برخی از احادیث، می­توان گفت نخستین انسان نوری که در درون کره کرسی و یا در درون کره حجاب آفریده شده بود روح پیامبر گرامی اسلام بود و لهذا می­توان گفت: « اول ما خلق الله فی العالم النّور: نور نبیّنا محمد – صلی الله علیه و آله و السّلم -» پیامبر گرامی اسلام به دلیل این که نخستین انسان نوری بوده است که در عالم نور آفریده شده است عقل اول نیز نامیده می­شود و لکن در حقیقت عقل اول، خداوند متعال است که عقل نامتناهی عالم هستی و نیز نور آسمان­ها و زمین می­باشد.

گفتار سیزدهم- تشابه جهان ها:

از حضرت امام صادق- علیه السلام- نقل شده است که فرموده اند: «انّ الله- عزّوجلّ – خَلَقَ مُلکه علی مثال ملکوته و أسّس ملکوته علی مثال جبروته، لیستدلَّ بملکه علی ملکوته و بملکوته علی جبروته»[25]. از این روایت پر ارزش فهیمده می شود همان گونه که جهان ملک یعنی جهان طبیعت از ذرّات اتم ساز ساخته شده است سایر جهان ها نیز از ذرّات اتم ساز آفریده شده اند و نیز همان گونه که جهان طبیعت از سیاه چاله های فضایی، سحابی ها، منظومه ها و کهکشان ها تشکیل شده است، سایر جهان ها نیز از سیاه چاله های فضایی، سحابی ها، منظومه ها و کهکشان ها، تشکیل گردیده اند.

گفتار چهاردهم- ربّ العالمین:

این بنده کمین از تدبّر و تعمّق در آیات و احادیث و ادعیه، به توفیق الهی به این حقیقت، رهنمون شده ام که خلاّق مجید پس از آفریدن کرسی در درون کرسی، چهارده جهان جسمانی آفریده است که هفت جهان از آن جهان­ها، ارضین سبع و هفت جهان دیگر، سموات سبع، نامیده می گردد.

خداوند متعال به دلیل این که خالق چهارده جهان می باشد و نیز مالک چهارده جهان است و همچنین به دلیل این که مدبّر امور چهارده جهان است، ربّ العالمین نامیده می شود.

در خور ذکر است که این گونه نیست که هر عالم ما فوق، ربّ عالم مادون باشد، بلکه ربّ همه عوالم، خداوند متعال می باشد.

واضح است خداوند متعال ، همان گونه که رّب العالمین یعنی رّب سموات سبع و نیز رب ارضین سبع می باشد ، رب النّور العظیم  و به تعبیر دیگر، ربّ العرش العظیم نیز می باشد. آری:

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی                   گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

«حافظ»

والسّلام علی من اتبّع الحقّ

نویسنده: مهدی رضاپور مازندرانی

-مقیم مشهد مقدس-

تاریخ نگارش: 14/7/1392  هـ .ش

تاریخ تجدیدنظر: 5/10/1396 هـ .ش



1- سوره بقره – آیه 268

[2] - سوره بقره – قسمتی از آیه 3

[3]- کتاب من لا بحضُرهُ الفقیه- تألیف شیخ صدوق- ج1- ص 179

[4] .اصول کافی، ج 1، کتاب توحید، ص 112

[5]اتحاد عاقل به معقول- تألبف علّامه حسن زاده آملی- ص12؛ اسماء الحسنی- تألیف علّامه ملاهادی سبزواری- ج2-ص46

[6] - تحف العقول- ص 446

[7]- مشارق انوار الیقین- تألیف حافظ رجب برسی- ص31

[8]- عیون اخبار- تألیف شیخ صدوق- ج1- ص 173

[9]- الله شناسی- تألیف علامه سید محمدحسین حسینی تهرانی- ج1- ص 56 به نقل از انسان کامل- تألیف شیخ عزیز الدین نسفی- ص220

[10]- احادیث مثنوی- تألیف بدیع الزمان فروزانفر- ص202 به نقل از وافی- تألیف فیض کاشانی- ج1- ص17

[11]- ابواب الهدی- تألیف علامه میرزا مهدی اصفهانی- ص 117 به نقل از بحار الانوار- تألیف علامه مجلسی- ج18- ص357

[12]- عیون اخبار- ج1- ص 174

[13]- تحف العقول- ص 447

[14]- همان مأخذ- ص 446

[15] - اصول کافی - ج1- کتاب توحید - باب ابطال رؤیت خداوند متعال

[16]- الله شناسی- ج 1- ص56 به نقل از انسان کامل- تألیف عزیز الدیّن نسفی- ص220

[17]مفاتیح الجنان، فرازی از دعای مشلول

[18] - مفاتیح الجنان ، فرازی از دعای نور

[19]- مفاتیح الجنان- فرازی از دعای روز عرفه

[20]- اتحاد عاقل به معقول – تألیف علامه حسن زاده آملی – ص137 به نقل از کتاب جامع الاسرار – تألیف سید حیدرآملی- ص211

[21] .تفسیر البرهان- تالیف علامه سید هاشم بحرانی-ج 5- ص414

[22]- تحف العقول –ص446

[23]- سوره بقره- قسمتی از آیه 255

[24]- مفاتیح الجنان- فرازی از مناجات شعبانیه

[25]- کتاب اتحّاد عاقل به معقول- تألیف علاّمه بزرگوار حسن زاده آملی- ص93 به نقل از کتاب انسان کامل- تألیف شیخ عزیز الدیّن نسفی

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

می خواهم به مسجد کمک کنم

3931امروزmod_vvisit_counter
5364دیروزmod_vvisit_counter
22442این هفتهmod_vvisit_counter
41849هفته گذشتهmod_vvisit_counter
123520این ماهmod_vvisit_counter
95166ماه گذشتهmod_vvisit_counter
4618511کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

تور مجازی

تور مجازی مسجد محدثین

تور مجازی مسجد محدثین
مشاهده / دانلود