مراتب آزمون های الهی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

مراتب آزمون‌هاي الاهي

مراتب آزمون‌هاي الاهي

مقدمه

عصر غیبت امام عصر عج بزرگترین و مهمترین و سخت ترین زمان آزمون الهی به شمار می آید. بسيار شنيده مي‌شود كه خداي تعالي مؤمنان را به واسطة بلاها و گرفتاري‌ها مي‌آزمايد اما آيا غير مومنان هيچ بلا و مصيبتي در دنيا نمي‌بينند؟ يا اينكه آنها نيز به نوعي بلا و گرفتاري‌هايي را تجربه مي‌كنند؟ در اين صورت ابتلاهاي غير مؤمنان در چه مواردي مشايه يا مشترك با ابتلاهاي اهل ايمان است و در كدام موارد با آن تمايز يافته و مخصوص كافران و منافقان مي‌شود؟ و آيا مومنان در شدت ابتلائات اختلاف مراتب داشته و آزمون‌هاي الاهي در بارة ايشان  نوعي دسته بندي را برمي‌تابد يا خير؟

پاسخ به اين پرسش اثار اعتقادي، اخلاقي و رواني بسياري به دنبال دارد و موجب آرامش و بالا رفتن آستانة تحمل مومنان شده، آنها را براي مواجه با آزمون‌هاي الاهي آماده مي‌سازد.

بلاهاي مشترك مؤمنان و غير اهل ايمان

ظالمان و کافران در دنيا دو گونه رنج و ابتلا دارند: يکي رنج‌هاي طبيعي که مقتضاي زندگي مادي و محدود دنيا ست زيرا سرور و شادکامي اين جهان محدود است و در نهايت انسان را ناکام ‌گذاشته يا دلزده مي‌کند که قرآن کريم فرمود «متاع الدنيا قليل» بهره‌ي دنيا اندک است. (نساء / 77) و حضرت علي (ع) هم فرموده‌اند: «نشد که از دنيا دلي شاد و لبي خندان شود، و پس از زماني بس کوتاه، چشمي گريان پي‌آمد آن نباشد، هرگاه خوشي‌ها به کسي روي‌آورد،  بي‌درنگ با شرنگ رنج‌ها روگرداند.

شبنمي از رفاه بر بوستاني ننشانيد، جز آن که از گرفتاري و رنج رگباري سخت بر آن جا بباريد

و از دنيا جز اين انتظاري نيست که بامدادان ياور انسان باشد و شامگاهان چهره‌اي ناشناس بنمايد. اگر يک سوي آن به کام شيرين آيد، ديگر سويش تلخ و هلاکت آور باشد. هيچ کس از فراواني آن کامياب نشد، مگر آن که رنجي از رنج‌هاي آن را ديد ...»

اين دسته از آزمون‌هاي الاهي ميان اهل ايمان و غير آنها مشترك بوده و ابتلاي‌ هر دو گروه از اين جهت مشابه است. با اين تفاوت كه مؤمن اين رنج‌ها را معني دار و سبب پاداش برتري مي‌داند،‌ اما ديگران فقط رنج و درد آن را حس كرده،‌ فراتر از سپري شدن آن و شايد رسيدن روزگاري خوش در اين جهان ناپايدار اميدي ندارند.

بلاهاي ويژة فاسقان و كافران

دومين نوع ابتلاي اهل کفر و ظلم كه مخصوص اين گروه بوده و براي مؤمنين پيش نمي‌آيد، اين است که امکان بهره برداري از دنيا براي‌شان فراهم مي‌شود تا سرانجام به ناگاه عذاب فرا ‌رسيده و آنها ديگر فرصتي براي بازگشت و اصلاح نخواهند داشت.

«فَلمّا نَسوا ما ذُکِّرو ا بِه فَتَحنا عَليهِم اَبوابَ کُلِّ شيٍَ حَتّي اِذا  فَرِحوا بِما أوتُوا أَخذناهُم بَغتَةً فَإذا هُم مُبلسون» هنگامي که آنچه را به آنها يادآوري شده بود، فراموش کردند؛ درهاي همه چيز را به روي آنها گشوديم تا دل خوش شدند، ناگهان آنها را گرفتيم پس در اين هنگام نااميد شدند. (انعام / 44)

به همين دليل به پيامبر (ص) مي‌فرمايد که به آنها که از حق روي مي‌گردانند هشدار بده و بگو «إِن أدري لَعَلََه  فِتنَة لَکُم وَ مَتاع اِلي حين» من نمي‌‌دانم شايد اين آزمايشي باشد و بهره‌اي براي مدتي که سرمي‌آيد (انبياء / 111)

بنابراين مرتبه اي از ابتلائات الهي مثل استدراج   و مکر   و املاء   مخصوص کافراني است که لباس تقوا را برکنده و از حريم عبوديت خارج شدند. «کَذلکَ نَبلوهُم بِما کانوا يَفسقُون» (اعراف / 163) البته اين همه از لطف و رحمت خداوند است که روگردانندگان از آخرت را از نعمت اندک دنيا بهره مند مي‌کند تا دست کم در اين جا خوشي ناچيزي را تجربه کنند و همين بهره کم را از دوستانش مي‌گيرد تا اجر عظيم اخروي را نصيب‌شان کند. هم از اين رو پيامبر فرمود: «عَجَبا ً لِلعَبدِ المُومن مِن شيعَةِ مُحمدِ وَ عَلي عليهما السلام اِن يُنصرفِي الدّنيا عَلي اَعدائه فَقد جَمَع لَه خَير دارين وَ اِن امتَحَن فِي الدّنيا فَقَد ادَّخرَلَه في الاخِرةِ ما لايَکون لمِحنَتة فِي الدّنيا قَدرٌ عِندَ اِضافَتها اِلي نِعمَ الاخِرة و کَذلکَ عَجَبا للعَبد المُخالف لَنا اَهل البَيت اِن خَذَلَ في الدّنيا وَ غََلَب باِيدِي المُومنينَ فَقد جَمعَ عَليه عَذابَ الدّارين .

شگفتا از بنده‌ي با ايمان از پيروان پيامبر و علي عليه‌السلام اگر در دنيا برابر دشمنش ياري شده و پيروز گردد. زيرا خداوند خير دنيا و آخرت را براي او جمع کرده. و اگر به ناکامي آزموده شود، چنان با نعمت‌هاي افزوده بهشتي جبران مي‌شود که اثري از رنج اين آزمون باقي نماند. و شگفتا از دشمنان اهل‌بيت اگر در دنيا به دست مومنان شکست خورند. پس رنج دنيا و آخرت براي آنها جمع شده است.

اين دو مراتبي از ابتلاي کافران و منافقان و فاسقان بود. كه يك مورد از آن براي مؤمنان هم محقق مي‌گردد.

ابتلاهاي مؤمنان

مومنان نيز مراتبي از ابتلا دارند که مخصوص آنهاست. زيرا آثار متفاوتي دارد و به طور کلي به ابتلاهاي خير و شر تقسيم مي‌شود.

خداي تعالي خطاب به اهل ايمان مي‌فرمايد: «وَ نَبلوُکُم بِالشَر وَ الخَيرِ فِتنَةً» شما را به بدي‌ها و خوبي‌ها مبتلا مي‌کنيم براي آزمايش (انبيا / 35)

امام صادق (ع) فرمودند: روزي حضرت علي (ع) بيمار بود و عده‌اي براي ديدار ايشان آمده و گفتند: يا اميرالمومنين چگونه شب را به صبح رسانديد؟ حضرت فرمودند: «أصبَحتُ بِشَرٍّ» به بدي شب را پشت سر گذشتم. پس آنها گفتند: سبحان الله! اين سخن کسي مثل توست؟!

سپس امام (ع) آيه‌ي بالا را خواندند و تفسير فرمودند: «فَالخَير الصِّحت وَ الغِني و الشَّر المرضُ وَ الفَقرُ، ابتِلاءً وَ اختباراَ» يعني منظور از خير سلامتي و ثروت است و مراد از شر بيماري و تنگدستي، براي آزمودن و آگاهي از حالات .پس مومنان به انواع و اقسام آزمون‌ها مبتلا مي‌شوند. اما همه در يک سطح نيستند و ابتلاهاي‌شان به اهداف و اغراض تربيتي متفاوتي صورت مي‌گيرد.

ابتلاي آمرزش

مومنان متوسط که به آيات الهي توجه دارند و گاهي بر اثرغفلت يا جهالت به خطا آلوده مي‌شوند بر اثر همين گناهان خداوند آنها را گرفتار مي‌کند تا اثر نيکي از خود به جا گذارند يا به سبب رنجي گناه‌شان شسته و بخشيده شود. هم از اين رو قرآن کريم پس از اشاره به آيات الهي و روز حساب مي‌فرمايد: «وَ ما اَصابَکُم مِن مُصيبةٍ فَبما کَسبَت اَيديکُم وَ يَعفوا عَن کثيرٍ» اگر مصيبتي به شما رسيد پس به خاطر آن است که با دست خودتان آن را کسب کرديد و بسياري از خطاهايتان آمرزيده مي‌شود (شوري / 30) «روزي امام علي (ع) به جمعي از يارانشان فرمودند: مي‌خواهيد بگويم بهترين آيه در کتاب خداي عز وجل کدام است؟ پيامبر خدا (ص) به ما فرمود: «وَ ما اَصابَکُم مِن مُصيبةٍ فَيما کَسَبَت اَيديکُم» چون خداوند عز و جل بزرگوارتر از آن است که آنچه در دنيا کيفر داده در آخرت هم عقوبت دهد و از آنچه در دنيا گذشته و عفو کرده، در آخرت دوباره به آن باز گردد»

بنابراين ابتلائات مومنان متوسط براي مغفرت و آمرزش آنهاست. امام صادق (ع) فرمودند: «اذا ارادَ اللهُ عزّوجلّ بعبد خيراً فأذنبَ ذنباً تَبعه بِنقمةٍ وَ يُذَّکره الاستِغفارَ وَ اِذا ارادَ اللهُ عزُوجلَّ بِعَبدٍ شَرّاً فَاذنَب ذَنباً تَبعهُ  بِنعمةٍ لينسيَه الاستِغفارَ و يَتمادي بِه وَ هُوَ قَولُ اللهِ «سنستدرجهم من حيث لايعلمون» بالنعم عند المعاصي».  وقتي خداوند براي بنده‌اي نيكي بخواهد اگر او گناهي مرتكب شود درپي آن او را به گرفتاري مبتلا مي‌كند تا‌ استغفار را به ياد او آورد. و هنگامي كه حق تعالي براي بنده‌اي شر بخواهد در صورتي كه گناهي انجام دهد به دنبال آن نعمتي مي‌آورد تا استغفار از ياد او رفته و آن خطا را ادامه دهد و اين سخن خداوند است كه «‌آنها را از جهتي كه نمي‌دانند فرو‌مي‌بريم» با نعمت در وقت معصيت.

اين حديث به خوبي تفاوت ابتلاي مومنان با غير مومنان را بيان مي کند اما انبيا و اوليا و مومنان برتر، از مراتب ديگر بلا بهرمند هستند.

ابتلاي ارتقاء

گروهي از مؤمنان كساني هستند كه استوار و پايدار در مسير مراتب ايمان سير كرده و درجاتي پيدا كرده‌اند. اين گروه از اهل ايمان به اهداف تربيتي ديگري غير از آمرزش مورد آزمون‌‌هاي الاهي قرار مي‌گيرند. ابتلاي آنها براي آمادگي يافتن در درك هدايت‌هاي ويژه است.

معمولاً اين سطح از ابتلاها  در مواجهه با کفار تحقق مي‌يابد. و آنان كه در رنج‌ها و مصائب ايمان‌شان را پاس مي‌دارند و از هدايت‌هاي ويژه‌ي الهي بهره‌مند مي‌شوند، بر درجات‌شان افزوده مي‌شود. «وَالذَّين کَفَروا و کَذّبوا بِاياتِنا اولئِکَ اَصحابُ النّار خالدينَ فيها وَ بِئسَ المَصير ما اَصابَ مِن مُصيبَةٍ الاّ بأذنِ اللهِ وَ مَن يُومنُ بِاللهِ يَهدِ قَلبَه وَ اللهُ بِکلِّ شَيءٍ عَليمٍ » کساني که کفر ورزيدند و آيات ما را دروغ شمردند ، آنها اهل آتش اند و هميشه در آن خواهند ماند و سرانجام بدي دارند. مصيبتي به کسي نمي رسد مگر به اذن خداوند و کسي که به خدا ايمان آورد قلبش هدايت يافته و او به همه چيز داناست.( تغابن / 10 و 11 ) .

مصداق بارز اين آيه پيامبراني هستند که در برابر کفار ايستادگي مي‌کنند و همه رنج‌ها را به جان مي‌خرند تا بر هدايت‌شان افزوده شود و در مدارج قرب بالا روند. قرآن کريم درباره‌ي کساني که در پي خشنودي حق تعالي هستند مي‌فرمايد : « هُم دَرَجاتٌ عنداللهِ وَ اللهُ بما تَعمَلون بَصيرٌ » ( آل عمران / 163 ) يعني آنها که جان‌شان در فراز و فرودها آزموده مي‌شود و تنها در پي رضاي محبوب اند خودشان درجاتي در پيشگاه خداوند هستند. نه اينکه براي آنها درجات و جايگاهي قرار داده مي شود ، بلکه آن درجات عين نفس پاک و آزموده‌ي آنهاست که هر رنجي را براي رضاي خدا مي‌پسندند و مي‌پذيرند و اگر آن درجات مرتبه و منزلتي دارند از فيض وجود و حضور آنهاست.

ابتلاي انقطاع يا ابتلاي اخلاص

مرتبه‌ي ديگر از ابتلاي مومنان که مربوط به اولياي خدا ست در سوره‌ي حديد بيان شده است « ما اصابَ مِن مُصيبةٍ فِي الاَرضِ وَ لا في اَنفُسَکُم الاّ في کِتابٍ مِن قبلِ أَن نَبرَأها إِنَّ ذلکَ عَلي اللهُ يَسيرٌ * لِکَيلا تَأسوا عَلي مافاتَکُم وَ لا تَفرَحوا بِما اتيکُم وَ اللهُ لا يحبُّ کلَّ مُختالٍ فخورٍ » هيچ خير و شري در زمين يا در جانتان به شما نمي رسد مگر اين که در کتابي قبل از پيدايش آن نوشته شده اين کار براي خدا سهل است * براي اينکه به آنچه از دست مي دهيد غمگين نشويد و براي آنچه به شما مي رسد سرخوش و دلشاد نگرديد و خداوند هيچ خيال پرداز فخر فروش را دوست ندارد ( حديد / 22 و 23 )

علامه طباطبايي مي فرمايند « مصيبت ، واقعه اي است که براي چيزي پيش مي آيد و از اصابت تير با هدف گرفته شده و بنابر اين  مفهوم شامل خير و شر مي شود ولي در استعمال معمولا براي شر به کار مي شود »

در اين مرتبه از امتحان و ابتلاي مومنان سخن بر سر اين نيست که در مصايب ايمان به خدا را حفظ کنند تا بر هدايت‌شان افزوده شود ، بلکه سخن اين جاست که در اين مصايب به انقطاع کامل برسند و به چيزي رنجور يا خرسند نگردند نه اينکه در رنج و خرسندي در راه رضاي خدا بکوشند و دست در دست خدا بگذارند . در اين جا کسي که د‌ست خدا به ياري اش آمده مي کوشد که خود را از هرچه غير معبود است ، جدا سازد .

« هنگامي که امام زين العابدين (ع) به سوي يزيد آورده شدند و در برابر او ايستادند ، آن ملعون گفت : «و ما اَصابَکُم مِن مُصيبَةٍ فبما کَسَبَت اَيديکُم » ! سپس امام سجاد (ع) فرمودند : اين آيه درباره ي ما نيست ، بلکه خداوند درباره ي ما فرمود : « ما اَصابَ مِن مُصيبةٍ في الاَرضِ وَ لا فِي اَنفُسکُم الاّ في کتابٍ مِن قبلِ أَن‌نَبرأَها»

حل يك تعارض

مراتبي که براي ابتلائات برشمرديم ، تقريبا در حديثي از اميرالمومنين علي (ع) بيان شده است : « إنَّ البَلاءٍ للظالمِ اَدَبٌ وَ للمومنِ اِمتِحان وَ للانبياء دَرَجةٌ وَ للأولياءِ کرامَة ٌ»   به درستي که بلا براي ستمگران عقوبت و ادب کردن است و براي مومنان آزمون و براي انبيا درجه  و براي دوستان و مقربان خداوند کرامت است .

ممکن است با ديدن اين حديث شريف تعارضي به نظر بيايد . زيرا در بسياري از روايات که نمونه هايي از آن را پيش از اين خوانديم اين مضمون وجود دارد که « اشدُّ النّاس بَلاء الاَنبياءَ ثُمَّ الذّينَ يَلونَهم ثُمَّ الاَمثل فَالامثلُ »

بنابراين روايات بالاترين درجات ابتلا به انبيا نسبت داده شده ولي در حديث پيش گفته فراتر از پيامبران ابتلاء اولياست . پاسخ اين است که پيامبران داراي درجات مختلفي هستند « وَ رَفَع بَعضُهُم فَوقَ بعضٍ دَرَجاتٍ» (بقره /253 ) و حواريون و جانشينان آنها نيز به حسب اختلاف درجات پيامبرشان مراتب گوناگوني پيدا مي کنند و ممکن است پيروان و اصحاب پيامبري که برتر از پيامبران ديگر است از پيروان آن نبي و حتي از خود آن پيامبر رشد يافته تر و بلند مرتبه تر باشند . هم از اين رو برخي از اولياي خدا به خصوص جانشينان و پيروان سيد انبيا حضرت محمد مصطفي (ص) مي توانند از ساير پيامبران منزلتي برتر داشته باشند. و صد البته که چنين است و مصداق بارز آن معصومين از اهل بيت رسول اکرم (ص) هستند . با اين ملاحظه آن حديث کاملا روشن مي شود که پيامبران شديدترين بلاها را دارند سپس آنها که در مقام و مرتبه پس از آنها مي آيند . بنابراين در بين اوليايي که از ساير انبيا برتراند ، پيامبري است که شديدترين بلا براي اوست و سپس براي کساني که پس از او هستند « ثمَّ يَلونَهُم » . پس از روشن شدن اين مطلب که مومنان به حسب ايمانشان گرفتاري ها و آزمون هاي دشوارتري دارند ، لازم است به حل يک تعارض در روايات بپردازيم . زيرا حضرت علي (ع) مي فرمايند : « اَلا وَ اِنَّ مِن البَلاءِ الفاقَةُ وَ اشدُّ مِن الفاقَةِ مَرَضٌ البَدَنِ وَ اشدُّ مِن مَرَضٌ البَدَنِ مَرَضُ القَلبِ . »   هوشيار باشيد که براستي نداري از جمله بلاهاست و سخت تر از نداري ، بيماري تن است و سخت تر از آن بيماري قلب است .

در اين روايت شديد ترين بلا، بيماري هاي قلبي معرفي شده که مصداق با رز و کامل آن کفر و نفاق است که به هيچ روي در انبيا و اوليا وجود ندارد . و در مجموع معلوم نيست که شديدترين بلاها براي پيامبران است يا دشمنان خدا و رسولان اش .

راه حل اين تعارض توجه به عدم وحدت موضوع است زيرا بلاياي ظاهري و دنيايي غير از بلاياي باطني و اخروي است . در بلاياي ظاهري پيامبران شديدترين و دشوارترين بلاها را مي چشند . اما بلاهاي باطني موضوعي ديگر است که ويژه ي کفار و منافقان بوده و مکر واستدراج شيوه ها و ابزارهايي براي ابتلائات باطني و اخروي دشمنان حق است وذره اي از بلاياي باطني از نظر شدت و تلخي در مقياس سعادت انسان با همه بلاياي انبيا واوليا و مومنان از آغاز آفرينش تا قيامت قابل مقايسه نيست .  از اين رو خداي تعالي بيمار دلان هدايت ناپذير را به حال خود رها کرده و در نعمت ظاهري دنيا قرار مي دهد زيرا آن ها گرفتار بدتر ين بلاها هستند و در اين نعمت ها خيري براي آنها نيست . لذا امام علي (ع) فرمود « ما خَيرُ بِخَيرٌ بَعدَه النّار وَ ما شَرٌ بَشَرٍّّ بعدَهُ الجنة و کُلُّ نَعيمٍ دونَ الجَنَّةِ مَحقُورٌ وَ کُلُّ بَلاءٍ دونَ النّارِ عافيةٌ »  . در خوشي که بعد از آن آتش است ، خير نيست . و ناخوشايندي که پس از آن بهشت است ، بد نيست . هر نعمتي غير از بهشت ناچيز است و هر بلايي غير از آتش عافيت و سلامتي است .

پس با معيا ر سعادت حقيقي انسان مي توان بلايا ي ظاهر و باطني را سنجيد و با هم مقايسه کرد حاصل آن مقايسه اين است که با بلاي باطني شديدترين گرفتاري هاست و درباره بلاياي دنيايي و ظاهري بايد گفت کل بلا دون النار عافية .

اختصاص بلا در دنيا براي مومنان

در بعضي از روايات بلاها مخصوص مومنان دانسته شده و موجب هراس عده اي از دين و ايمان گرديده است . مانند روايت ابن فضال از ابن بکير که مي گويد از ابا عبدالله (ع) پرسيدم آيا مومن به جذام و پيسي و مثل آن مبتلا مي شود . امام (ع) فرمودند : « هَل کُتِبَ البَلاءُ الاّ عَلي المُومِنِ »  آيا بلا براي غير مومن نوشته شده است ؟

و سدير صيرفي از امام باقر (ع) نقل کرده است که به ابي جعفر (ع) گفتم آيا مومن مبتلا مي شود . فرمود :  « هَل يَبتَلي اللهُ الاّ المُومنِ ... »   آيا خداوند غير مومن را مبتلا مي کند ؟

عيسي بن ابي منصور از امام صادق (ع) روايت کرده : « اِنَّ اللهَ يَذودُ المُومِنُ عَمّا يَشتَريهِ کَما يَذودُ اَحَدَکُم الغَريبَ عَن اِبِله لَيسَ مِنها . »   براستي که خداوند مومن را از آن چه ميل دارد و مي خواهد ، باز مي دارد ، همان طور که يکي از شما بيگانه را از شتري که براي او نيست منع مي کنيد .

ابي بصير نيز از امام صادق (ع) نقل مي کند که « کان علي (ع) يَقولُ إِنَّ البَلاءَ اَسرَعُ اِلي شيعَتِنا مِن السَّيل اِلي قَرارِ الوادِي »   اميرالمومنين همواره مي فرمود: واقعا که بلا به سوي شيعيان ما با سرعت تر از سيل به زمين پست نزديک مي شود .

امام باقر (ع) نيز فرموده اند : « إنَّ اللهَ عزَّ و جلَّ لَيَتعاهدَ المُومن بِالبَلاءِ کَما يَتعاهَدُ الرَّجلُ اَهلهُ بالهَديَّةِ مِن الغِيبَةِ وَ يَحميه کَما يَجمي الطَّبيبُ المَريضَ »   بدرستي که خداوند عزيز و با جلالت بنده ي مومن را با بلا و گرفتاري مورد لطف قرار مي دهد همانطور که مرد به هنگام سفر خانواده اش را با فرستادن هديه مورد لطف قرار مي دهد و دنيا بر مومن داغ مي گذارند همانطور که طبيب بر بيمار قال رسول الله صلي الله عليه وآله : «انَّ اللهَ لَيَغذِي عَبدَه المُومنَ بِالبَلاءِ کَما تَغذي الوالِدةُ ولدَها باللَّبَنِ»   خداوند بنده ي مومن خود را با بلا و گرفتاري تغذيه مي کند همچنان که مادر فرزند خود را با شير. اين همه در حالتي است که در مباحث گذشته معلوم شد که ظالمان و کافران نيز انواعي از بلا و مراتبي از ابتلا را دارند . پس معلوم مي شود اين اختصاص که به ويژه در روايات اول و دوم ظهور دارد ، مربوط به مراتبي از بلاست که ويژه مومنان است . يعني از نوع ابتلاي ادب و عفوبت نيست بلکه ابتلاي امتحان يا درجه و يا کرامت است که در بحث پيش بررسي و تبيين گرديد . در قرآن مجيد مي خوانيم : « ما به سوي امت هايي که پيش از تو بودند ، (پيامبران ) فرستاديم ؛ سپس آنها را با شدت و رنج و ناراحتي مواجه ساختيم ؛ شايد به بندگي روي آورند پس چرا هنگامي که بلاهاي ما به آنها رسيد دلهاي شان سخت شد و شيطان اعمال ناشايستشان را زيبا جلوه داد . پس چون آنچه به آنها ياد آور شديم را  فراموش کردند ، درهاي همه چيز را به روي آنها گشوديم تا شادکام ( و دلبسته شوند ) ؛ ناگهان همه را گرفتيم ، پس نااميد شدند »   از اين آيه شريفه بر مي آيد که بعد از آزمونهاي ويژه ي مومنان ، در صورت موفق نشدن بندگان ، نوبت به آزمون هاي کافرانه نظير مکر و استدراج و در نهايت بلاي عقوبت مي رسد . ممکن است پرسشي در اين جا پيش آيد : که اين آيا ت مربوط به مشرکان وکافراني است که حتي بعد از آمدن آيات و ابتلائات الهي به حق روي نياورده اند چطور ابتلائاتشان مومنانه بوده ؟

پاسخ اينکه خودشان مومن نبوده اند اما ابتلائات مومنانه براي کشف و شکوفايي استعداد عبوديت و ايمان فطري است که خداي تعالي همه ي امت ها را به اين گونه بلاها مي آزمايد و اگر از خود شايستگي نشان ندهند به ابتلائات کافرانه گرفتار مي کند . حق تعالي براي پيامبر (ص) در فرمايشي اين دو گونه ابتلا را از جهت مصاديق دنيايي تفکيک نموده است : « اي محمد اگر بنده اي را دوست بدارم ، او را با سه چيز مواجه مي سازم دلش را غمگين ، بدنش را بيمار و دستش را از بهره ي دنيا تهي مي کنم ... و آنگاه که بر بنده اي خشم گيرم او را با سه حالت همراه مي کنم دلش را شاد، بدنش را سلامت و دستش را از بهره هاي دنيا پر مي کنم . »

 

در مجموع ابتلائات اهل شقاوت در دنيا کمتر از مومنان است همانطور که علي ابن ابي طالب (ع) از رسول الله روايت کرده اند : « الدُّنيا سِجنُ المُومِنِ وَ جَنَةُ الکافِر فَأَمّا المومِنُ يَفزَعُ فيها وَ امّا الکافِرُ فَيُمَتَّعُ فِيها »

زيرا رنج کم دنيا عاقبتي خوش دارد « وَ الاخِرَةُ خَيرٌ وَ اَبقي (اعلي / ؟) و درمقابل خوشي ناپايدار دنيا رنج بسيار آخرت را در پي دارد لذا فرمود « قُل تَمَتَّعُ بِکُفرِکَ قَليلاً اِنَّکَ مِن اَصحابِ النّارِ » بگو به سبب کفرت اندکي بهرمند باش ، بدرستي که تو اهل آتش هستي ( زمر / 8 ) از امام صادق (ع) روايت شده : « إِنَّ اَهلَ الحَقِّ لَم يَزالوا مُنذُ کانوا في شِدَّةٍ أَمّا إِنَّ ذلکَ اِلي مُدَةٍ قَليلةٍ وَ عافيةٍ طَويلَةٍ »   براستي که اهل حق همواره در سختي هستند اما آن تا زماني کوتاه و آسايش بلند مدت است .

برنامه ي آزمون الهي مومنان و کافران به رنج و نعمت در دنيا در نمونه اي از فرمايشات امام جعفر صادق (ع) به خوبي نشان داده شده است « روزي دو فرشته از آسمان به زمين مي آمدند که يکديگر را ملاقات نمودند . يکي به ديگري گفت : براي چه کاري فرو مي آيي . پاسخ داد : خداوند مرا مامور کرده است که به درياي ايل بروم و يک ماهي نادر را براي حاکمي ستمگر که به آن ميل پيداکرده ، بالا بياورم . تا او در کفرش به نهايت آرزوي دنيايي برسد . اما تو براي چه کاري مي روي ؟ فرشته ي ديگر پاسخ داد من مامورم تا کاري شگفت انگيز تر از کار تو انجام دهم . به سوي بنده مومني مي روم  که روزه دار و نمازگذار بوده و دعا و صدايش در آسمان شناخته شده است . مي روم تا ظرف غذايش را که براي افطار آماده کرده ، بريزم تا به نهايت آزمون در ايمانش برسد »

بنابراين هر بلايي براي آزمودگي مومن به او مي رسد، آثار پر برکت آن برايش ذخيره مي شود .

« اگر خدا بنده اي را دوست بدارد به شدت او را در بلا غرق مي کند . »  پس « مومن از رنج هاي دنيا در امان نيست اما از نابينايي و بدبختي آخرت در امان است . »   حضرت سجاد (ع) فرمودند : « اِنّي لاُکرِهُ للرَّجُلِ أَن يُعافي فِي الدُّنيا فَلا يُصيبَهُ شَيءٌ مِن المَصائِب »   همانا نمي پسندم براي کسي که در دنيا سلامت و آسوده باشد و از حوادث دنيا چيزي به او برخورد نکند. روزي پيامبر (ص) دعوت شدند؛ وقتي وارد منزل ميزبان شد به مرغي که بالاي ديوار بود نگاه کردند او تخمي گذاشت که از بالا افتاد روي ميخي که در ديوار بود و همانجا ماند و نشکست ، رسول الله صلي الله عليه وآله شگفت زده شدند آن مرد گفت آيا از اين حادثه تعجب مي کنيد ؟ به خدايي که شما را به حق مبعوث کرده هيچ گاه مصيبتي به من نمي رسد ! پيامبر برخواستند و چيزي نخوردند و فرمودند : « مَن لَم يَرزَأ فَماللهِ فيهِ مِن حاجَةٍ » کسي که رنجي به او نمي رسد، خداوند کاري به او ندارد .

بنابراين مومنان در دنيا بيش از غير اهل ايمان دچار بلا مي شوند و از آثار آن بهره مند مي گردند اما کافران و منافقان نيز بلاهاي مخصوص خود را دارند و البته در دنيا از بهره ي بيشتري برخوردارند .

به هر حال خداوند کسی را که دوست دارد او را برای رسیدن به خودش تربیت می کند و فراز و فرودها باید برای بنده شیرین باشد.

والسلام علی من اتبع الهدی

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

می خواهم به مسجد کمک کنم

2966امروزmod_vvisit_counter
8037دیروزmod_vvisit_counter
11003این هفتهmod_vvisit_counter
45168هفته گذشتهmod_vvisit_counter
157249این ماهmod_vvisit_counter
95166ماه گذشتهmod_vvisit_counter
4652240کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

تور مجازی

تور مجازی مسجد محدثین

تور مجازی مسجد محدثین
مشاهده / دانلود