مقاله تفسیر کلمات فرج مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

مقاله تفسیر کلمات فرج

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و به نستعین فانّه خیر ناصرٍ و معین

 

فهرست مطالب

 

گفتار اول- معنای عالم هستی

گفتار دوم- شناسنامه عالم هستی

گفتار سوم- معنای جمله توحید

گفتار چهارم- معنای سموات سبع

گفتار پنجم- معنای ارضین سبع

گفتار ششم- معنای کرسی

گفتار هفتم- معانی کلمه عرش

گفتار هشتم- معنای عالمین

گفتار نهم- معنای ربّ العالمین

گفتار دهم- حقوق خالق بر خلق

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و به نستعین

فانّه خیر ناصرٍ و معین

گفتار اول- معنای عالم هستی

نظر به این که بسیاری از فیلسوفان و عارفان، معنای عالم هستی را آن گونه که باید و شاید نمی­دانند و به همین سبب بین معنای کلمات هست، هستن، هستی و عالم هستی که هر یک معنای خاص خود را دارد فرق نمی­گذارند لازم دانستم تا پیش از شرح مضامین دعای کلمات فَرَج درباره معنای عالم هستی به اجمال توضیح بدهم تا در گفتارهای بعد، خوانندگان عزیز، بهتر بتوانند مقصود مرا از عالم هستی و نیز از عالم امکان بفهمند.

از نظر این کمینه، کلمه وجود دست کم ده معنا دارد که عبارتند از:

1-وجود به معنای وجود داشتن، در وجود بودن،بودن، هستن،استن و باشیدن

2-وجود به معنای واقعیت یا عینیت

3-وجود به معنای حضور

4-وجود به معنای موجود قدیم یاموجود قدیم و نامتناهی.

5-وجود به معنای موجود مجرد از جسم و نامتناهی یا شبه نامتناهی و نیز به معنای کرۀ مجرد و شبه نامتناهی.

توضیح این‌که از نظر اين بنده اگر اشتباه نكنم به احتمال قوي، عالم امكان از سيزده كره مجرد و شبه نامتناهي، تشكيل گرديده است.

حضرت امام حسین-علیه السّلام- این کرات مجرد و شبه نامتناهی را افلاک انوار نامیده و در نیایش خود گفته است: «... مَحَوتَ الأغیارَ بِمُحیطاتِ أفلاکِ الأنوار...»*

6-وجود به معنای عالم نور

توضیح این که عالم هستی از دو بخش تشکیل گردیده است:

1- بخش نوری 2- بخش صوری یا بخش جسمانی.

بخش نوری عالم هستی، شامل عالم جبروت، عالم لاهوت ، عالم هاهوت یاعالم ذهن و عالم احدیت یا  خداوند متعال است.

7-وجود به معنای بخش نوری عالم امکان

توضیح این که عالم امکان از دو بخش به نام بخش نوری و بخش صوری تشکیل گریده است. بخش نوری عالم امکان، شامل عالم جبروت ، عالم لاهوت وعالم هاهوت یا عالم ذهناست.نام دیگر بخش نوری عالم امکان، "وجه الله "است و لهذا می­توان گفت: «فهذا الوجود، کلّه وجه الله و ذاک الوجود، کلّه هو الله» یعنی عالم جبروت و عالم لاهوت و عالم هاهوت، همه­اش وجه الله است و عالم احدیت، همه­اش،" الله"است.

8-وجود به معنای مجموعه متشکل از موجودات بیشمار.

مجموعه متشکل از موجودات بیشمار، دریک نگاه کل­بینانه، عالم وجود ویا عالم هستی نامیده می­شود.

9-وجود به معنای فضای نامتناهی و موهوم که واجد دست کم، یک موجود باشد. وجود بدین معنا دار الوجودنامیده می­شود.

فضای نامتناهی و موهوم که فاقد موجود باشد، تهیگاه عدم یا عالم عدم نامیده می­گردد.

همان گونه که می دانید در ازل در عالم هستی،فقط یک موجود به نام خداوند متعال  وجود داشت،آن موجود ازلی به سبب این که دارای قدرت ایجادگری و خلاقیت بود  توانست عالم هستی را از موجودات،  پر نماید.

تهیگاه عدم پس از این که از موجودات ایجادشده یا ممکنات  پر شد عالم امکان نامیده گردید.

10-وجود به معنای موجود فاقد ماهیت و یا موجود نامتناهی و فاقد ماهیت.

توضیح اینکه اگر درعالم هستی، موجود فاقد ماهیت و یا موجود نامتناهی و فاقد ماهیت، وجود داشته باشد درخور این است که وجود و یا وجود صرف نامیده شود.

شایان ذکر است وجود به معنایی که پارمینیدوس، فیلسوف یونانی و نیز محیی الدین ابن عربی از آن خبر داده اند ساخته ذهن آن دو بوده در عالم هستی، وجود ندارد.

همچنین وجود به معنایی که جناب ملاصدرا علیه الرحمه از آن خبر داده است  به احتمال قوی، ساخته ذهن نامبرده بوده در عالم هستی، موجود نمی­باشد.

همان­گونه که می دانیددر ازل در عالم هستی، فقط یک موجود به نام خداوند متعال وجود داشت. آن یک موجود نامتناهی به سبب این که دارای قدرت ایجادگری و نیز قدرت خلاقیت بوده است، توانسته است عالم هستی را از موجودات یا ممکنات یا مخلوقات پر سازد.

البته نه بدین گونه که خود را به سبب تنزلات پیاپی و تبدلات پیاپی به صورت عالم امکان و ممکنات عالم درآورده باشد بلکه به احتمال قوی، بدین گونه بوده است که موجد مجید در وهله نخست، بسایط اولیه یا بسایط ازلیه و یا به تعبیر این بنده، پرتوهای مجرد وجودساز را ایجاد فرمود و از اتحاد و فشردن پرتوهای مجرد وجودساز، وجود شبه نامتناهی و یا وجودات شبه نامتناهی را ایجاد کرد و سپس از وجود شبه نامتناهی یا وجودات شبه نامتناهی، موجودات را و یا ممکنات را آفریده است.

حضرت امام رضا- علیه السّلام- پرتوهای مجرد وجودساز ذهنی را حروف اولیه کتاب آفرینش نامیده و فرموده است: «... فالخَلقُ الأول مِنَ اللهِ -عَزَّ وَ جَلّ: الإبداع ... و کان أوَّل إبداعِهِ ... الحروف الّتی جَعَلَها أصلاً لِکُلِّ شیء ...»*

گفتار دوم- متن دعای کلمات فرج

پیش از نوشتن متن دعای کلمات فرج، ذکر مصادر آن خالی از فایده نیست.

مصادر دعای کلمات فرج، عبارتند از: 1- پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم 2- حضرت امام محمد باقر علیه السّلام 3- حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام.4- و بعضی گفتهاند که دعای کلمات فرج از حضرت امام سجاد علیه السّلام نیز نقل گردیده است.

در کتب ادعیه و فقهیه، دعای کلمات فرج به چند گونه از حضرات نامبرده، نقل گردیده است. اما آن چه که مورد نظر نویسنده این رساله است، متن منقول از حضرت امام محمد باقر علیه السّلام است که فقهای عظام آن را در رساله­های عملیه در باب قنوت نمازهای واجب یومیه نقل کرده­اند.

متن منقول از حضرت امام محمد باقر علیه السّلام به آن گونه که در رساله­های عملیه مراجع تقلید نوشته شده چنین است: «لا اله الّا الله الحلیم الکریم، لا اله الّا الله العلّی العظیم، سبحان اللهِ ربِّ السّمواتِ السّبع، و ربِّ الارضینَ السّبع، و ما فیهنّ و ما بینهنّ، و ربِّ العرش العظیم، و الحمدُ للهِ ربِّ العالمین.»

این بنده در این رساله مختصر، قصد دارم تا حقایق مطرح شده در این دعا را با این بضاعت مزجات و قلّت معلومات و فقدان امکانات به گونه اجمال، شرح نمایم.

گفتار سوم- معنای جمله توحید

جمله «لا اله الّا الله» را می­توان جمله توحیدیه یا جمله توحید نامید. معنای جمله توحید، نفی مخلوقات نیست بلکه معنای آن، نفی خدایان متعدد است. زیرا در جمله توحید گفته نشده است: «لا موجودٌ الّا الله» تا گفته شود: «لیس فی الدّار غیره دیّار.» بلکه گفته شده است: «لا اله الّا الله» یعنی: «لا اله موجودٌ الّا الله.» یعنی در عالم هستی به غیر از "الله"، خدای دیگری وجود ندارد.

معنای دیگر جمله توحید این است که: «لا اله حقٌّ الّا الله.» یعنی هیچ خدایی، حق نیست مگر «الله»که تنها او؛ خدای بر حق می­باشد.

کلمه «الله» که نام صانع جهان و جهانیان و نیز نام معبود یکتاپرستان جهان است، در زبان فارسی به کلمه خدا یا خداوند، ترجمه شده است.

بعضی گفته­اند که کلمه خدا از دو کلمه خود + آ ترکیب شده و به معنای خودآ یا حقیقت خود آمده است، و این گفته درست نیست. زیرا کلمه خدا یک کلمه بسیط است و مردم فارسی زبان از این کلمه معنای خودآ را قصد نمی­کنند.

در گذشته مردم فارسی زبان، کلمه خدا یا خداوند را به معنای مالک و صاحب و نیز به معنای ملک و پادشاه و شاید هم به معنای معبود مورد استعمال قرار می­دانند.

امروزه مردم فارسی زبان، کلمه خدا یا خداوند را به عنوان ترجمه کلمه الله مورد استعمال قرار می­دهند. کلمه خدا یا خداوند به دلیل این که ترجمه کلمه الله است لهذا متضمن معانی کلمه الله نیز می­باشد.

بنابراین، معنای جمله توحید این است که اگر همه جای عالم هستی را بگردیم به غیر از خداوند متعال، خداوند دیگری پیدا نخواهیم کرد.

گفتار چهارم- معنای سموات سبع

این بنده تقریباٌ پنجاه سال است که درباره معنای سموات سبع و ارضین سبع، تعقل و تعمق می­کنم. حاصل تعقل و تعمق پنجاه ساله این بنده تا این تاریخ این است که کلمه سماء در اصطلاح دین مبین اسلام اگر اشتباه نکنم به معانی ذیل مورد استعمال قرار گرفته است: 1- سماء به معنای آسمان کره زمین 2- سماء به معنای فضای تقریبا نامتناهی 3- سماء به معنای عالم فوقانی 4- سماء به معنای عالم جبروت و عالم لاهوت 5- سماء به معنای بالاترین عالم نور یا نور فوق کل نور. طبق این معنا، عالم لاهوت را می­توان آسمان عالم امکان و خداوند متعال را آسمان عالم هستی نامید.

در ذیل چند معنا برای سماوات سبع ذکر می گردد :

1- اگر شمار جهان های جسمانی هشت عدد باشد که به احتمال قوی، هشت عدد است، در این صورت، جهان جسمانی شماره دو تا شماره هشت را می توان سماوات سبع نامید.

2- اگر شمار جهان های جسمانی، هفت عدد باشد در این صورت به دلیل این که این هفت جهان جسمانی در هفت فضای تقریبا نامتناهی قرار گرفته اند این هفت فضای تقریبا نامتناهی را می توان هفت آسمان به حساب آورد.

3- شاید مقصود از سماوات سبع، هفت عالم غیر جسمانی یا هفت عالم روحانی باشد.

4- اگر کره زمین را به هفت منطقه یعنی پنج قاره و دو قطب تقسیم کنیم در این صورت آسمان کره زمین نیز به اعتبار پنج قاره و قطبین به هفت آسمان تقسیم خواهد شد.

5- اگر جهان جسمانی و مادی شماره یک یعنی ناسوت اسفل را به هفت منطقه تقسیم کنیم این هفت منطقه به اعتبار این که در هفت فضا قرار گرفته اند می‌توان آن ها را مصداق سماوات سبع دانست.

6- کلمه سبع را می توان عدد کثرت دانست که در این صورت به اندازه تعداد کرات جسمانی موجود در عالم ناسوت و عالم ملکوت، آسمان خواهیم داشت زیرا هر کره ای دست کم دارای یک آسمان می باشد.

گفتار پنجم- معنای ارضین سبع

اگر اشتباه نکنم کلمه ارض در اصطلاح دین مبین اسلام به معانی ذیل مورد استعمال قرار گرفته است :

1- ارض به معنای کره زمین

2- ارض به معنای محدوده­ای از کره زمین

3- ارض به معنای عالم جسمانی

4- ارض به معنای عالم جسمانی و مادی

در ذیل چند معنا برای ارضین سبع ذکر می گردد :

1- اگر شمار جهان های جسمانی، هفت عدد باشد این هفت جهان جسمانی را می توان ارضین سبع دانست.

2- اگر شمار جهان های جسمانی، هشت عدد باشد در این صورت، جهان جسمانی و مادی و محسوس شماره یک را که ناسوت اسفل نامیده می شود می توان به هفت منطقه تقسیم کرد و این هفت منطقه را به اعتبار مادی بودن ارضین سبع نامید.

3- اگر در جهان جسمانی و مادی و شماره یک یعنی در ناسوت اسفل، شش کره دیگر همانند کره زمین خودمان و نیز همسنگ کره زمین خودمان وجود داشته باشد یعنی موطن پیامبران الهی و امامان اسمانی و انسانهای متمدن و متدین باشد در این صورت این شش کره روشن و پیشرفته به اضافه کره زمین خودمان را می توان مصداق ارضین سبع دانست.

4- عده ای گفته اند که پنج قاره کره زمین به اضافه قطبین را می توان مصداق ارضین سبع دانست.

5- عده ای گفته اند اگر کره زمین شامل هفت طبقه باشد در این صورت هفت طبقه کره زمین را می توان مصداق ارضین سبع دانست.

6- کلمه سبع را می توان عدد کثرت دانست و در این صورت هر یک از کرات جسمانی موجود در عالم ناسوت و نیز در عالم ملکوت به تنهایی یک ارض و اسمان متعلق به آن به تنهایی یک آسمان به حساب خواهد آمد.

از نظر این بنده عالم جسمانی و مادی و شماره یک شامل دو عالم جسمانی و مادی است. این دو عالم جسمانی و مادی را می توان ناسوت اسفل و ناسوت سافل نامید.

در ناسوت اسفل یا جهان جسمانی مادی محسوس انسان­های زمینی، میلیاردها سحابی، کهکشان، منظومه، ستاره، سياره و ... و ... وجود دارد.

شمار سحابی­ها، کهکشان­ها، منظومه­ها، ستارگان و سیّارگان ناسوت سافل یا جهان جسمانی مادی نامحسوس اگر بیشتر از ناسوت اسفل نباشد، کمتر نیست.

به احتمال قوی، حضرت آدم و حوّا قبل از این که به ناسوت اسفل، هبوط نمایند در باغی از باغ­های ناسوت سافل زندگی می­کردند.

ناسوت سافل در وراءِ ناسوت اسفل قرار گرفته است.

عالم جسم را می­توان عالم دو قلوها و بلکه سه قلوها نامید. زیرا سحابی­ها، کهکشان­ها، منظومه­ها، ستارگان و سیارگان، همه موجوداتی دو قلو و بلکه سه قلو  و از یک منظر می­توان گفت هشت قلو می­باشند زیرا شمار عوالم جسمانی موجود در عالم هستی، هشت عالم می­باشد.

بنابراین، غیر از این خورشید و ماه و زمین که محسوس ما انسان­های زمینی است، خورشیدهای دیگری در وراءِ خورشید محسوس ما و ماه های دیگری در وراءِ ماه محسوس ما و زمین های دیگری در وراءِ کره زمین ماوجود دارند که برای انسان­های زمینی قابل حس نمی­باشند و لکن فرشتگان که در عالم ملکوت زندگی می کنند و نیز فرزندان جن که در عالم ناسوت سافل زندگی می­کنندً آن­ها را حس می­کنند.

در وراءِ عالم ناسوت سافل، به ترتیب ششعالم جسمانی مثالی وجود دارد که مجموعه آن شش عالم را می­توان عالم ملکوت نامید.

اگر عوالم را از پایین به بالا یا از ظهور به بطون و یا از سمت جسم مادی و محسوس تا به سمت خداوند متعال، شماره­گذاری کنیم در این صورت، نام عالم شماره یک، ناسوت اسفل و نام عالم شماره دو، ناسوت سافل و نام عالم شماره سه تا شماره هشت، عالم ملکوت است.

عالم شماره سه که در وراءِ ناسوت سافل، قرار دارد، عالم برزخ یا عالم مردگان نامیده می­شود.

بهشت جسمانی و نیز دوزخ جسمانی و همچنین ملایک جسمانی در عالم ملکوت قرار دارند.

عالم شماره هشت تا شماره ده را می­توان عالم جبروت یا عرش صغیر نامید. عالم شماره ده تا دوازده را می توان عالم لاهوت نامید و عالم شماره سیزده، عالم ذهن یا عالم عقل یا عالم حال نامیده می شود.

در ورای عالم ذهن خداوند سبحان، مستقر می باشد و در وراء خداوند سبحان چیزی به نام هویت مطلقه غیبیه یا حقیقت بی اسم و رسم یا حقیقت بی مهر و کین یا عنقای مغرب اگر غير از حضرت الله جل جلاله- باشد وجود ندارد.

شایان ذکر است دو عدد از کرات مجرد و شبه نامتناهی و نیرویی به سبب تجسم به صورت ذرات اتمی و اتم­ها و سرانجام به صورت دو عالم جسمانی مادی درآمده است.

اگر اشتباه نکنم کره مجرد و شبه نامتناهی و نیروییرا می توان "اتر"یا انرژی هسته‌ای نیزنامید.

بقیه کرات مجرد و شبه نامتناهی و نوری به سبب تبدل منهای تمثل و تجسم به صورت عالم جبروت و عالم لاهوت درآمده است.

گفتار ششم- معانی كلمه کرسی

کرسی در لغت به معنای چهارپایه­ای است که روی آن می­نشینند، اما در اصطلاح دین مبین اسلام اگر اشتباه نکنمبه چهار معنا مورد استعمال قرار گرفته است.

1- کرسی به معنای عالم امکان

کرسی به معنای عالم امکان، عرش را در بر گرفته است.

2- کرسی به معنای بخش جسمانی عالم امکان.

طبق اين معنا میتوان گفت، عرش، كرسي را در بر گرفته است.

بخش جسمانی عالم امکان، شامل عالم ناسوت و عالم ملکوت می باشد.

3- کرسی به معنای كره مجرد و شبه نامتناهي.

4- کرسی به معنایمجموعه کرات مجرد و شبه نامتناهی که به منزله تار و پود عالم امکان می باشند و عوالم بر روی این کرسی ها قرار گرفته اند.

گفتار هفتم- معانی کلمه عرش

کلمه عرش در لغت به معنای تخت، سقف، سایه­بان، خیمه و کاخ است و لکن در اصطلاح دین مبین اسلام اگر اشتباه نکنم به معانی ذیل به کار رفته است:

1-عرش به معنای علوم عرشی

2-عرش به معنای قلب مومن که گفته­اند: « قلب المومن عرش الرحمان»

3-عرش به معنای بخش نوری عالم امکان

بخش نوری عالم امکان، شامل عالم جبروت، عالم لاهوت و عالم هاهوت یا عالم ذهن است.

4- عرش به معنای عالم جبروت

5-عرش به معنای عالم لاهوت که در فوق عالم جبروت و یا در وراءِ عالم جبروت قرار دارد.

6- عرش به معنای لاهوت فوقانی. توضیح اینکه اگر اشتباه نکنم عالم لاهوت شامل دو عالم است. 1- لاهوت تحتانی که ساق عرش یا عالم او ادنی نامیده می شود. 2- لاهوت فوقانی که بطنان عرش نامیده می گردد.اگر اشتباه نکنم در آیه شریفه :  « ... و کان عرشه علی الماء»* مقصود از عرش، عالم لاهوت و مقصود از « ماء » عالم جبروت می باشد. و در این صورت، معنای آیه این است که عالم لاهوت، روی عالم جبروت یعنی فوق عالم جبروت قرار دارد.

این بنده مرتبه او ادنی را قدمگاه نیز نامیده است زیرا پیامبر گرامی اسلام در معراج شگفت انگیز خود به یاری خداوند متعال و فرشته وحی موفق شده است برای مدت کمی تا به مرتبه او ادنی عروج و صعود نماید.

در ورای لاهوت فوقانی، عالمی وجود دارد که عالم ذهن نامیده می شود. عالم ذهن را از باب مجاز ویااز باب تسامح در تعبیر، می­توان ذهن خداوند متعال نیز نامید.

عالم امکان، قبل از این که تحقق یابد در ذهن خداوند متعال به صورت ذهنی وجود داشت.

هنگامی که پیامبر گرامی اسلام به عالم او ادنی یا به تعبیر خودم به قدمگاه رسید بین او و خداوند متعال دو قوس یعنی دو عالم نور یا دو حجاب نوری فاصله بود و این دو حجاب عبارتند از: 1- لاهوت فوقانی 2- عالم ذهن.

نظر به این که عالم ذهن، فاقد واقعیت است و به همین دلیل در عین این که حجاب است، حجاب نیست. لهذامی­توان از این دو حجاب نوری به قوسین او ادنی تعبیر نمود. و الله اعلم.

گفتار هشتم- معنای عالمین

از دقت در منابع دين مبين اسلام يعني قرآن مجيد و ادعيه و احاديث و روايات فهميده مي‌شود كه عالم امكان، شامل عوالم متعدد و دست كم، شامل سيزده عالم است. اين سيزده عالم را در يك تقسيم كلي مي‌توان به پنج عالم به نام عالم ناسوت، عالم ملكوت، عالم جبروت، عالم لاهوت و عالم هاهوت يا عالم ذهن تقسيم كرد.

نظر به این که عالم امکان از دو بخش به نام بخش نوری یا عرش و بخش صوری یا کرسی تشکیل شده است لذا می توان گفت که عالم هستی تشکیل شده است از خداوند متعال و عرش و کرسی بنا بر این بجای این سخن نادرست "لیس فی الدار، غیره دیار" درست این است که گفته شود: " لیس فی الدار الا الله و عرشه و کرسیه"

گفتار نهم- معنای ربّ العالمین

واضح است که خداوند متعال، فقط ربّ عرش عظیم نیست. بلکه علاوه بر این که ربّ عرش عظیم است، ربّ همه عوالم تشکیل دهنده عالم امکان نیز می­باشد.

بنابراین، چنین نیست که هر یک از عوالم مافوق، ربّ عالم مادون خود باشد، بلکه رب همه عوالم تشکیل دهنده عالم امکان، فقط خداوند متعال است.

خداوند متعال به دلیل این که ربّ همه عوالم تشکیل دهنده عالم امکان است، ربّ العالمین نامیده می­شود. خداوند متعال، همان گونه که ربّ همه عوالم تشکیل دهنده عالم امکان است ربّ همه ممکنات عالم نیز می­باشد.

باری، خداوند متعال، همانگونه که رب نور عظیم یعنی رب عرش عظیم و یعنی رب عالم جبروت و عالم لاهوت و عالم هاهوت یا عالم ذهن است، رب کرسی رفیع یعنی رب عالم ناسوت و عالم ملکوت نیز می باشد، و به بیان دیگر، خداوند متعال، همانگونه که رب بخش نوری عالم امکان است، رب بخش صوری یا بخش جسمانی عالم امکان نیز می باشد.

گفتار دهم- حقوق خالق بر خلق

همان گونه که می­دانید خلاق مجید به دلیل این که آفریدگار انسان و نیز پروردگار انسان و همچنین رازق انسان و نیز معلم و مربی انسان و ... و ... است لهذا نسبت به افراد انسان، حقوق زیادی دارد.

یکی از حقوق خداوند متعال بر انسان، حق معبودیت و دیگر، حق حاکمیت یا حق خداسالاری است.

واضح است که حقوق خداوند متعال نسبت به انسان برای انسان وظیفه­هایی را تثبیت می­کند. یکی از وظیفه­های انسان نسبت به خداوند متعال، وظیفه عبودیت و وظیفه دیگر، وظیفه تسلیم و اطاعت است و به همین دلیل، انسان­ها وظیفه دارند که حقوق الهی را به ویژه حق معبودیت و نیز حق حاکمیت را رعایت نموده فقط از او اطاعت کرده تنها او را مورد عبادت قرار داده از حکومت­های باطل و بی­منطق یا حکومت­های غیرخدایی، فاصله بگیرند.

انگیزه­های عبادت

از نظر این بنده، معبود متعال به سبب هشت انگیزه یا هشت نیت، عبادت کرده می­شود. آن هشت انگیزه عبارتند از:

1-حس وظیفه­شناسی و عمل به وظیفه

2-برخوردار بودن از موهبت عشق و محبت نسبت به معشوق ازلی و محبوب سرمدی و تحصیل رضای او به هنگام اطاعت و عبادت.

3-برخوردار بودن از موهبت خشیت یا خوف از مقام الهی و انجام عبادت به انگیزه احترام و تعظیم از مقام ربوبی.

4-انجام عبادت به نیت تکامل ذات یا تعالی نفس یا به نیت پیامبر گونه شدن.

5-ترس از عذاب­های الهی به ویژه ترس از دوزخ.

6-انجام عبادت به نیت دریافت مزد و به ویژه به نیت تحصیل بهشت.

7-به انگیزه برآورده شدن حوایج دنیوی.

8-انجام عبادت به نیت ریا و سمعه که این گونه عبادت ویژه افراد ضعیف الایمان به خصوص منافقین و بالاخص منافقین دانه درشت یا صاحبان نکری می­باشد.

واضح است که بهترین عابدان، افرادی هستند که عبادت آنان از روی وظیفه­شناسی و عمل به وظیفه و نیز از روی عشق و محبت نسبت به خداوند متعال و همچنین از روی خوف از مقام الهی انجام پذیرد، و بدترین آنان، افرادی هستند که برای احراز مقام­های دنیاوی و جلب اعتماد مردم متدین و اموری از این قبیل، خود را به رنگ جماعت دینداران درآورده تا هنگام لزوم از جماعت دینداران برای نیل به منافع شخصی، بهره­برداری کنند.

به امید روزی که مصلح بزرگ آسمانی یعنی حضرت ولی عصر (عج) ظهور فرموده حکومت الهی یا خداسالاری را در سطح کره زمین، گسترش داده، الحاد و کفر و عصیان و ظلم را و به ویژه ظلم انسان نسبت به خداوند متعال را در جوامع بشری، ریشه­کن نموده از بیخ و بن برچیند.

و السّلام علی انصار ربّ العالمین،

من الاولین و الآخرین.

نویسنده: مهدی رضاپور مازندرانی

- مقیم مشهد مقدس-

تاریخ نگارش: 6/8/1392 . ش

شماره همراه: 09156963756

توجه:

خوانندگان عزیز! اگر مایل هستید که از آراءِ این بنده درباره عالم هستی، بیشتر آگاه شوید می­توانید به  نشانی اینترنتی janamreza.blogfa.com مراجعه نمایید.



*مفاتیح الجنان- از فرازهای بخش دوم دعای روز عرفه

*عیون أخبار رضا (علیه السّلام) ج 1، ص 174.

*سوره هود- قسمتی از آیه 8

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

می خواهم به مسجد کمک کنم

3977امروزmod_vvisit_counter
5364دیروزmod_vvisit_counter
22488این هفتهmod_vvisit_counter
41849هفته گذشتهmod_vvisit_counter
123566این ماهmod_vvisit_counter
95166ماه گذشتهmod_vvisit_counter
4618557کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

تور مجازی

تور مجازی مسجد محدثین

تور مجازی مسجد محدثین
مشاهده / دانلود